ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 18 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

ایرانیان باستان از دروغ منزجر بودند

۱٫ تولید توهم:

موقعی که ذهن فرد دچار توهم و پندار می شود و آن را واقعیت می پندارد؛ در این صورت وقتی فرد سخن می گوید در واقع دارد درباره ذهنیت خود سخن می گوید. سخن او در رابطه با واقعیت بیرونی ناراست است ولی سنجش با معیار ذهنیت و پندار او راست است. فرد در جهان چیزی جز پندار خویش نمی بیند و هنگامی که آن را بیان می کند از نظر دیگرانی که با او درباره جهان توافق ندارند دروغگو شمرده می شود.

در شرایط پندار، جهان ذهنی فرد مطابق با واقعیت اطراف او نیست ولی او همواره و با اشتیاق در حال سخن گفتن درباره واقعیت ذهنی خویش است. ذهنی که در آن جهانی تصویر می شود که به گمان بسیاری دیگر خلاف واقعیت های عینی پیرامونی است. گزاره های فرد پنداراندیش درباره این جهان چه بسیار با همدیگر سازگار است و با یکدیگر کلیت واحدی را بر می سازد. فرد برای گریز از ناسازگاری شناختی از قضا بسیار منسجم و سازگار سخن می گوید، ولی از نظر بسیاری از آدمیان و درباره جهانی سخن می گوید که موجود نیست.

او سعی می کند به شیوه ای سخن بگوید که انسجام ذهنی خود را حفظ کند ولی از نظر بسیاری کسان این گزاره ها در واقع تولید دروغ های سیتماتیک درباره واقعیت است تا تولید گزاره هایی راستین درباره واقعیت، هر چند پندار فرد متوهم با واقعیت ها سازگار نیست ولی ذهن و زبان او با یکدیگر سازگار است. هر چند ممکن است لایه دوم دروغ نیز در رفتار چنین فردی رخ دهد و آن هنگامی است که حتی خود او نیز دریافت های خویش را باور ندارد و حتی بر دروغ بودن آنها واقف است و ساخت توهم در واقع راهبردی آگاهانه برای سلطه یافتن بر دیگری است.

به عنوان مثال برخی از سیاستمداران جهان را به گونه ای بازنمایی می کنند که یکسره با سیاست ها و برنامه های آنان سازگار است و همه رخدادها را به عنوان مؤید خویش تفسیر می کنند. آنان گذشته و حال و آینده جهان را بر اساس دریافت خویش تفسیر می کنند. آنان گزاره هایی را بیان می کنند که با چارچوب ذهنی خودشان سازگار است و نه با تلقی عمومی از واقعیت ها. در عرصه سیاسی، برساخت اجتماعی دروغ در سطح خرد با مواجهه رویاروی افراد با یکدیگر صورت می گیرد ولی این فرآیندها از پشتیبانی نهادین «ایدئولوژی، رسانه، تبلیغات و خشونت سازمان یافته» برخوردار است.

در زندگی روزمره نیز دروغگویی ممکن است تحت تاثیر توهم افراد درباره جهان/ خویش صورت گیرد. در شرایط توهم فرد نمی خواهد «میان ذهنیت» یا نگاه مشترک را به عنوان داور گزاره ها درباره واقعیت بپذیرد. او صرفا به ذهنیت خویش به عنوان معیار ارزیابی واقعیت ها توجه دارد و درباره آنها گزاره هایی منسجم بیان می کند و آنها را راست می پندارد.

۲٫ بازتولید زبانی توهم:

فرد در ذهن خود از واقعیت ها تصوری دارد که در زبان آن را بروز نمی دهد. در شرایطی که بیان زبانی واقعیت های بیرونی به نیازها و انتظارات فرد پاسخ نمی دهد گریز آگاهانه و ناآگاهانه از آنها راهبردی برای بقاء، پایداری و زندگی کردن است. فرد جهان را در گفتار خویش چنان بر می سازد که دیگری قدرتمند می پسندد تا بتواند به زندگی اش ادامه دهد. این راهبرد ممکن است حتی جهت گیری جمعی داشته باشد و بیش از منافع فردی با تمایل به حفظ امور فرافردی همچون جهان عقیدتی و گروه اجتماعی خود همراه باشد.

در شرایطی که قواعد زبانی برای پیشبرد کارها مشخص است افراد نمی دانند که چگونه باید عمل کنند تا موفق شوند و هنگامی که جامعه برای شناخت افراد اولویت را به زبان آنان می دهد تا پایش رفتارشان، سخن گفتن ساده تر و مقدورتر می شود تا عمل کردن، سخن گفتن در مورد موضوعات بدون این که نسبتی با عمل ما داشته باشد، راهی به دروغ است.

در برخورد با موقعیت های نهادی فرد به گونه ای خود را در زبان بازنمایی می کند که در کسب نقش های سازمانی موفق شود چرا که زبان بخش آشکار و ذهن بخش پنهان فرد است. فرد در این صورت می خواهد ذهن خود را به وسیله زبان پنهان کند. در این صورت است که فرد با دروغگویی خود را پشت زبان پنهان می کند. این همان عدم انطباق نظم ذهنی و نظم اجتماعی است. بیشتر صورت های دروغ نشانه ناسازگاری های واقعیت ذهن و زبان با یکدیگر است. ذهن فردی ما از سازمان روانی ما حکایت می کند و زبان ما از سازمان اجتماعی مان. بدین ترتیب دروغ در عین ناسازگاری سامان فردی و سامان اجتماعی را بازنمایی می کند. در ذهن چیزی می گذرد که یکسره واقعیت و زبان ناسازگار است.

دروغ یعنی بازنمایی سامان اجتماعی توسط زبان بدون این که افراد به طور ذهنی بدان باور داشته باشند. یعنی ممکن است فرد از وضعیتی ستایش کند ولی از آن فاصله داشته باشد. نظم اجتماعی با نظم ذهنی فرد مطابق نیست ولی با گفتار زبانی اش سازگار است. در این صورت بازنمایی سامان اجتماعی یعنی تولید دروغ پیامد این وضعیت – ناسازگاری و عدم ارتباط نظم ذهنی با نظم اجتماعی – فراهم ساختن امکان فروپاشی سریع نظم اجتماعی است.

مردم در زندگی روزمره خود چیزی را بر می سازند که بدان باور ندارند و هرگاه رویه مناسب تری برای بقاء بیابند به سادگی نظم موجود را بر زمین می گذارند و شروع می کنند از دروغین بودن آن سخن گفتن. دروغی که برای سالیان با همدستی آنان برپا شده بود. در این شرایط آنان ممکن است واقعیتی را که تا دیروز در زبان طرد می کردند امروز در عمل بپذیرند. امکان ایجاد بی ثباتی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پیامد وضعیت برساخت واقعیت ها توسط زبان بدون برساخت روانی و ذهنی آنها است. «ناسازگاری واقعیت ذهن و زبان» گاه به پیدایش چنان رخدادهای سیاسی و اجتماعی سریع و پیش بینی نشده ای می انجام که ناظرین و تحلیلگران را دچار شگفتی می کند.

گاهی مذموم گاهی مقبول

:: Information 157
تاریخ بروزرسانی : ۷ شهریور ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما