ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25777 پست
:: ورودی گوگل امروز : 0 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۴/۰۷/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

 

اصول دین,فروع دین,تولّی و تبرّی در قرآن,

پرسش :
تولّی و تبرّی در قرآن و روایت چگونه ترسیم شده است؟


پاسخ :
ما در اسلام دو اصل به نام تولّی و تبرّی داریم، یا به تعبیر دیگر: «حبّ فی الله» و «بغضٌ فی الله» که هر دو در واقع اشاره به یک حقیقت است، طبق این دو اصل ما موظفیم دوستان خدا را دوست داریم و دشمنان خدا را دشمن، و پیشوایان بزرگ دین یعنی پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ را در همه چیز اسوه و الگوی خود قرار دهیم.

 

 

 

 

طبق این دو اصل ما موظفیم دوستان خدا را دوست داریم و دشمنان خدا را دشمن، و پیشوایان بزرگ دین یعنی پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ را در همه چیز اسوه و الگوی خود قرار دهیم.

این دستور به قدری مهم است که در آیات قرآن به عنوان نشانه ایمان، و در روایات اسلامی به عنوان «اوثقُ عری الایمان»[1] محکمترین دستگیره ایمان معرفی شده است، و تا تولّی و تبرّی نباشد، بقیه اعمال و عبادات و اطاعات، بی‌حاصل شمرده شده است.


این تولّی و تبرّی یا «حبّ فی الله و بغض فی الله» یکی از گام‌های بسیار مهم و مؤثر در تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله است، روی همین اصل، بسیاری از علمای اخلاق، وجود استاد و مربی را برای رهروان این راه، لازم شمرده‌اند.


الف: تبری و تولّی از دیدگاه آیات قرآن
۱٫ «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انّا براء منکم و مما تعبدون من دون الله»[2]


سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند برای شما وجود داشت، در آن هنگام که به قوم (مشرک) خود گفتند: ما از شما و آن چه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم.
در آغاز این سوره، همه مؤمنان را مخاطب ساخته، می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خود را دوست خویش قرار ندهید، شما نسبت به آنها اظهار محبت می‌کنید در حالی که آنها نسبت به آن چه بر شما نازل شده است کفر می‌ورزند و رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و شما را به خاطر ایمان آوردن به پروردگارتان، از شهر و دیارتان بیرون می‌کنند، این نکته روشن است که اگر هنگام تضاد «پیوندهای محبت و دوستی» با «پیوندهای اعتقادی و ارزشی» پیوند محبت و دوستی مقدم شمرده شود، پایه‌های اعتقاد و ارزش‌ها متزلزل می‌گردد و انسان تدریجاً به سوی باطل و فساد گرایش پیدا می‌کند، و نکته اساسی «حبّ فی الله و بغضٌ فی الله» یا به تعبیر دیگر «تولای اولیاء الله و تبرای از اعداء الله» نیز همین است.


سپس در آیه چهارم همین سوره، مسلمانان را به پیروی از ابراهیم ـ علیه السّلام ـ و یارانش، به عنوان یک (اسوه حسنه) و (الگوی زیبای پرارزش) دعوت کرده، چرا که انتخاب سرمشقها و الگوهای پاک و باایمان و شجاع و مقاوم، تأثیر عمیقی در پاکسازی روح و فکر و اخلاق و اعمال انسان دارد.


۲٫ «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور، و الّذین کفروا اولیاء هم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمت اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون»[3]


خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آنها را از ظلمت‌ها، به سوی نور خارج می‌سازد، (امّا) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند، آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.


در این آیه تفاوت خط مؤمنان و کافران تبیین شده است، مؤمنان به خدا وابسته‌اند و از صفات جمال و جلال او سرمشق می‌گیرند، و کافران، به طاغوت وابسته بوده و اعمال و اخلاق آنها بازتابی از صفات طاغوت است، خارج شدن از ظلمت ها و تاریکی ها به نور، به صورت نتیجه ولایت خداوند بر مؤمنان ذکر شده است، و خروج از نور به سوی ظلمت‌ها از آثار ولایت طاغوت، نور و ظلمت در این آیه معنای وسیعی دارد که تمام نیکی‌ها‌ و بدیها، خوبی‌ها و زشتی‌ها و فضایل و رذایل را شامل می‌شود![۴]


آری! آن کس که در سایه ولایت الله قرار گیرد، هجرتش از رذایل به فضایل و از بدیها به خوبیها آغاز می‌گردد؛ زیرا سرمشق او در همه جا صفات جلال و جمال خداست، او به سوی پاکی می‌رود، چرا که ذات مقدس خدا از هر گونه آلودگی و نقص، پاک و منزه است، او به سوی رحمت و رأفت، جود و سخاوت پیش می‌رود، چرا که ذات خداوند، رحمان و رحیم، جواد و کریم است، و به همین ترتیب، حرکت به سوی فضایل دیگر شروع می‌شود؛ زیرا که نقطه امید و مقصد و مقصود و معبود و محبوب، اوست.


درست عکس این حرکت، یعنی از فضائل به سوی رذائل از آن کسانی است که طاغوت، بت های بی‌شعور و بی‌خاصیت و فاقد چشم و گوش و هوش، و همچنین انسان‌های طغیانگر و خودکامه را ولی خود قرار داده‌اند.


۳٫ «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجو الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً»[5]

برای شما در (رفتار) فرستاده خدا پیروی نیکوست برای آنان که امیدوار به خدا و روز دیگرند، و خدا را بسیار یاد کنند.


این آیه که ناظر به جنگ احزاب است، نه تنها در میدان جنگ احزاب که مصداق جهاد اصغر محسوب می‌شد، پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسوه و الگو بود، بلکه در میدان جهاداکبر و مبارزه با هوا و هوسهای نفسانی و تهذیب اخلاق نیز اسوه و سرمشق بسیار مهمی بود، و آن کسی که بتواند گام در جای گامهای آن بزرگوار بنهد، این راه پرفراز و نشیب را با سرعت خواهد پیمود.


قابل توجه این که در این آیه، علاوه بر مسأله ایمان به خدا و روز جزا (لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر)، روی یاد خدا نیز تکیه شده است، و با ذکر جمله (و ذکرالله کثیراً) نشان می‌دهد آنها که بسیار به یاد خدا هستند، از هدایت‌های چنین پیشوایی الهام می‌گیرند؛ زیرا ایمان و ذکر خدا، آنها را متوجه مسئولیت‌های بزرگشان می‌کند، در نتیجه به دنبال رهبر و پیشوایی می‌گردند، و کسی را بهتر از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای این کار نمی‌یابند.[۶]


ب. تولّی و تبرّی از دیدگاه احادیث

احادیث بسیار فراوانی در کتب اسلامی اعم از شیعه و سنی در زمینه تولی و تبرّی آمده است، و به قدری در این باره اهمیت داده شده که کمتر چیزی نظیر آن دیده می‌شود.


۱٫ زراره از امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند: بنی الاسلام علی خمسه الاشیاء، علی الصلوه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه، قال زراره: فقلتُ ایّ شی من ذلک افضل؟ فقال: الولایهُ افضل؛ لانّها مفتاحُهُنَّ، و الوالی هو الدلیل علیهن، اسلام بر پنج پایه بنا شده است، بر نماز، و زکات و حج و روزه، و ولایت (رهبری معصومین)، زراره می‌گوید: عرض کردم: کدامیک از اینها افضل است؟


فرمود: ولایت افضل است؛ زیرا کلید همه آنهاست، (و والی و رهبر الهی راهنما به نور چهار اصل دیگر است)، از این تعبیر به خوبی استفاده می‌شود که ولایت و اقتدا به اولیاء الله سبب احیاء‌ سایر برنامه‌های دینی و مسایل عبادی و فردی و اجتماعی است، و این اشاره روشنی به تأثیر مسأله ولایت در امر تهذیب نفوس و تحصیل مکارم اخلاق می‌باشد.[۷]


۲٫ ح ۳۲: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ انّ حول العرش منابِرٌ من نور، علیها قوم لباسهم و وجوههم نور لیسوا بانبیاء، یغبطهم الانبیاء و الشهداء، قالوا یا رسول الله! حلّ لنّا، قال: هم المتّحابّون فی الله و المتّجالون فی الله و المتزاودون فی الله،[۸] حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: در اطراف عرش الهی منبرهایی از نور است که بر آنها گروهی هستند که لباسها و صورتهایشان از نور است، آنها پیامبر نیستند، ولی پیامبران و شهداء به حال آنها غبطه می‌خورند، عرض کردند: ای رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ: این مسأله را برای ما حل کن، فرمود: آنها کسانی هستند که به خاطر خدا یکدیگر را دوست دارند و برای خدا با یکدیگر مجالست می‌کنند، و برای خدا به دیدار هم می‌روند.


۳٫ و در «حدیث قدسی خداوند» آمده که به حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ فرمود: آیا هرگز عملی برای من انجام داده‌ای؟ موسی ـ علیه السّلام ـ عرض کرد: آری! برای تو نماز خوانده‌ام، روزه گرفته‌ام، انفاق کرده‌ام و به یاد تو بوده‌ام، خداوند فرمود: امّا نماز برای تو نشانه (ایمان) است و روزه سپر آتش، و انفاق سایه‌ای در محشر، و ذکر خدا نور است، کدام عمل را برای من بجا آورده‌ای! موسی ـ علیه السّلام ـ عرض کرد: خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما، خداوند فرمود: آیا هرگز به خاطر من با کسی دوستی کرده‌ای، و به خاطر من کسی را دشمن داشته‌ای؟

 

در این جا بود که موسی دانست برترین اعمال حب فی الله و بغض فی الله است»،[۹] لازم به ذکر است این دو واژه معمولا در چهار مورد استعمال می‌شوند: ولاء محبت و عشق و علاقه به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و ولاء امامت به معنای الگو قرار دادن امامان برای اعمال و رفتار خویش، و ولاء زعامت به معنای حق رهبری اجتماعی و سیاسی امامان، و ولاء تصرف یا ولاء معنوی که بالاترین مراحل. ولاء تصرف است.[۱۰]


با توجه به قسمتی از آیات و روایات ذکر شده در باب تولّی و تبرّی، به خوبی استفاده می‌شود که تولّی معنایی بالاتر و عالی‌تر از دوستی دارد و آن پذیرفتن ولایت خدا و اولیای اوست، و خود را مطیع فرمان آنها کردن است، و تبرّی یعنی زیر بار ولایت غیر خدا نرفتن است، از این رو نخستین پیام اسلام که از حلقوم مبارک پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در فضای مکه طنین انداخت و تمام جهانیان را به سوی آن فراخواند (قولوا لا اله الا الله تفلحون) بود که شرط رستگاری را تبرّی از غیر خدا و تولّای ولایت خدایی بیان فرمودند.

 

 

 

:: Information 374
موضوع : مذهبی ها
تاریخ بروزرسانی : ۲۹ مرداد ۱۳۹۲
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25680 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما