ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25397 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۵/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

اخبارگوناگون،خیانت در خیانت(زندگی نکبت بار زن ۲۸ ساله ): زن ۲۸ساله در حالی که عنوان می کرد دیگر از این زندگی نکبت بار خسته شده است.
به گزارش ایران مطلب به نقل از پارس نیوز: به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد گفت: در آخرین روزهای تابستان ۸ سال قبل زمانی که در اوج شور و حال جوانی قرار داشتم به مشهد مسافرت کردم و به همراه خانواده ام در یک هتل ساکن شدیم آن روزها تلاقی نگاهم با نگاه جوان ۲۳ساله ای به نام احمد مسیر زندگی ام را تغییر داد دیگر عاشق شده بودم و از هر فرصت و بهانه ای برای خلوت کردن با احمد استفاده می کردم.
او پسر مدیر هتل بود و من هم به بهانه های مختلف در هتل می ماندم تا بیشتر با احمد آشنا شوم که در این میان گاهی نیز پا را از صحبت و گفت وگو فراتر گذاشتیم. درحالی که خانواده ام از این ارتباط پنهانی بی خبر بودند، مدتی بعد مشهد را به مقصد شهرمان ترک کردیم اما من دل باخته احمد بودم و ارتباط تلفنی ما با یکدیگر ادامه داشت تا این که روزی مادرم متوجه موضوع شدو من هم به ناچار پرده از این ارتباط پنهانی برداشتم به همین خاطر ۶ماه بعد و در ایام نوروز دوباره به مشهد آمدیم و با وجود مخالفت های هردو خانواده با یکدیگر ازدواج کردیم در چند ماه اول ازدواجمان چیزی نمی دیدم و تمام خوبی های دنیا را در وجود احمد خلاصه می دیدم اما کم کم به روابط نامشروع و دوستی او با دختران دیگر پی بردم. باورم نمی شد اما حقیقت داشت تصمیم گرفتم به این عشق ناخالص پایان دهم و به شهرم بازگردم اما التماس های مادر احمد مرا از این تصمیم منصرف کرد در همین اثنا و درحالی که چند ماه از تولد فرزندم می گذشت دختر همسایه مان نیز از رابطه اش با احمد گفت. اگرچه به او قول دادم چیزی در این باره نگویم اما دیگر تحمل این زندگی برایم سخت بود چرا که احمد هیچ توجهی به من و فرزندم نداشت و مهر و محبت از زندگی ما رخت بربسته بود در همین روزها بود که با رامین آشنا شدم و با انگیزه انتقام رابطه ام را با او ادامه دادم. دیگر هر روز بیشتر از یکدیگر فاصله می گرفتیم که متوجه شدم احمد این بار با یکی از بستگانش ارتباط دارد این درحالی بود که او پی به ارتباط خیابانی من و رامین نیز برده بود با شکایت همسرم، به تحمل ده ها ضربه شلاق محکوم شدم اما نمی توانستم بدون مدرک پرده از ارتباطات خیابانی همسرم بردارم تنفرم از او شدت گرفته بود که فهمیدم زن دیگری را به عقد موقت خودش درآورده است این بود که تصمیم به طلاق گرفتم اما احمد برای شکنجه دادن من حاضر به طلاق نیست درحالی که من تنها خودم را مقصر می دانم و ریشه این زندگی کثیف را در روابط ناسالم قبل از ازدواج می دانم. چرا که…

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

:: Information 297
موضوع : اخبار سایت
تاریخ بروزرسانی : ۱۹ تیر ۱۳۹۴
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25300 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما