ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25536 پست
:: ورودی گوگل امروز : 3 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۸/۰۵/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

 
طالقانی‌ها، همسایه‌های روستا را می‌گویم، قبل از همه این حرف‌ها نام دیگری برای آن گذاشته بودند: «فانوس‌آباد». به خاطر فانوس‌هایی که شب‌ها در خانه‌های این مردم تارک دنیا سوسو می‌زند از دور.

مردم روستا همه اینها را شنیده‌اند، آنهایی که از بیرون می‌آیند، دوستان‌شان به آنها گفته‌اند. خودشان نه روزنامه می‌خوانند، نه موبایلی در بساط زندگی روزمره‌شان هست و نه پای اینترنت به زندگی‌هایشان باز شده که همه اینها براساس اصول اعتقادی و راهی که آنها دنبال می‌کنند، «حرام» است. خودشان این اسم‌ها را دوست ندارند و وقتی می‌پرسی از نام و نشان روستایشان همان مرد زنبیل به دست می‌گوید: «روستای ما اسمی ندارد، این‌جا منطقه کردِ سر است و ما هم شیعیان و از منتظران امام زمانیم.»

آمدن‌شان به طالقان، آن مهاجرت ٣٠‌سال قبل بی‌دلیل نبوده است. در متون مذهبی به این موضوع اشاره شده که بخشی از یاران امام زمان(عج) در زمان ظهور از طالقان به همراهی او برمی‌خیزند. ساکنان کوی منتظران بنابر روایات معتقدند ظهور امام زمان(عج) در کنار کوه‌ها و رودخانه‌ها اتفاق می‌افتد و ٣٠سال قبل «حسین‌قلی ضیایی» پیر فعلی اهل توقف بعد از درگذشت میرزا صادق مجتهدتبریزی به طالقان آمد و این‌جا را انتخاب کرد برای هجرت، منطقه‌ای که از سویی تکیه داده به کوه و از سوی دیگری همسایه است با آب.

این‌روزها بین همه اسم‌ها، اهالی روستا «کوی منتظران» را بیشتر دوست می‌دارند. این را مردی می‌گوید با موهای یکدست سپید که از سومین در روی دیوار بیرون می‌آید. نامش «علیرضا»ست و صدایش شبیه همان مرد زنبیل به دست. دستش را روی دیوار کاهگلی می‌گذارد و سرش را پایین می‌گیرد. می‌چرخد. تقریبا به پشت، نگاهش به دیوار است. گفت‌وگو با زنان نامحرم نه‌فقط برای او که برای همه مردان روستا یک خط قرمز پر رنگ است: «با نامحرم حرف بزنیم که چه؟» از زنانشان که بپرسی، صورت‌هایشان را در هم‌ می‌کشند. همسایه‌های فانوس‌آباد یا همان روستای ایستا می‎‌گویند کسی هرگز زنان این روستا را ندیده است.

زنان از روستا به بیرون رفت‌وآمد می‌کنند؟

«علیرضا» همان‌طور با صورت رو به دیوار می‌گوید: نه! اصلا.

به هیچ‌وجه؟ یعنی در تمام عمر پشت همین دیوارها زندگی می‌کنند؟

اصلا.

چرا؟

زنان کاری ندارند که بیرون بیایند.

روزشان را چطور می‌گذارانند، چه کار می‌کنند؟

کار خانه. خانه کلی کار دارد.

شما که گاز ندارید، چطور غذا می‌پزنند؟

با هیزم.

یعنی تا آخر عمر زنان از خانه بیرون نمی‌آیند؟

فقط در صورت «ضرورت». اگر نیاز پزشکی پیدا کنند که در روستا نتوانیم آن را درمان کنیم.

مثلا چه مشکلی؟

چشم‌پزشکی.

چند تا بچه دارن؟

٢ تا ٣ تا.

بچه‌ها بیرون می‌آیند؟

نه، بچه‌ها و خانم‌ها بیرون نمی‌آیند.

خریدهای خانه را مردان انجام می‌دهند؟

از بیرون چیزی به آن صورت نمی‌خریم، برای خوراک که هیچ‌چیز نمی‌خریم. چیزهایی که ضروری باشد. آن هم یک نفر از مردان روستا می‌رود و برای همه خرید می‌کند. آن هم در صورت «ضرورت»، هر چند ماه یک‌بار.

«در صورت ضرورت» کلیدواژه مهمی در ادبیات روزمره ساکنان روستای ایستاست. همان نقطه‌ای که آنها را کمی به دنیای بیرون از خودشان متصل می‌کند. در روستایی که استفاده از هر تکنولوژی حرام است و آدم‌ها شناسنامه گرفتن را حرام می‌دانند و حتی خانه‌ها و زمین‌هایشان سند ندارد، چون حرام است، بعضی «ضرورت‌ها» تدریجا تغییراتی در زندگی‌شان ایجاد کرده، مثلا این‌که در کمال شگفتی یک وانت نیسان آبی خریده‌اند: «تا ۵‌سال پیش ماشین نداشتیم، اسب و گاری داشتیم الان دیگر شلوغ شده و نمی‌شود با اسب تا طالقان و در خیابان تردد کرد. به‌ناچار و به جبر از صنعت و ابزار جدید استفاده می‌کنیم.

:: Information 236
تاریخ بروزرسانی : ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25439 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما