ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25789 پست
:: ورودی گوگل امروز : 13 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۶/۰۷/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

علی هدیه‌لو در روزنامه قانون نوشت:

بود بقالی و جان خود  درید
تا به ضرب و زور ماشینی خرید
قرض و قوله کرد ؛ از اغیار و یار
وام بستاند از فلان بانک و بسار
بعد هجده ماه بی سامانی اش
رفت تا بستاند   از کمپانی اش
«صفر» بود آن خودرو خوش آب و رنگ
بود شکلش هم فریبا و قشنگ
چون که آن خودرو به او تحویل شد
قند شادی در دلش قندیل شد
با دک و پز ، رفت و پشت رل نشست
مثل بلبل بر درخت گل نشست
چابک آمد توی ماشین و نخست
صندلی را خواست بنماید درست
دسته را بگرفت و سوی خود کشید
ناگهان از بیخ ؛ آن دسته برید
برد سوی شیشه و آیینه دست
از قضا ، آیینه افتاد و شکست
با تعجب ، نیت استارت کرد
خودرو دلخسته قرت و قارت کرد
هی زد و هی خورد و هی روشن نشد
روشنای کار بی روغن نشد
ریخت روغن در موتور ؛ بنزین به باک
جنس آک است این برادر ؛ جنس «آک»!!
پس دوباره کرد داخل آن سوییچ
داد آن را با هزار امّید ؛ پیچ
ناگهان برخاست دود از پیش و پس
خسته شد مرد از تکاپوی عبث
هول دادند از پس و پیش و بغل
گشت روشن خودرو رند دغل
خنده ای کرد و به صد ناز و غرور
رفت سوی خانه با شور و سرور
پیچ اول ترمزش ناسور شد
زرت «ای بی اس» یهو قمصور شد
پیچ دوم بود ؛ آمپر هنگ کرد
پیچش سوم کلاجش سنگ کرد
لاین چار و کوی پنج و پیچ شش
گشت خاموش و بیفتاد از کنش
مرد بقال از ندامت آه کرد
برنشست و نعره ای جانکاه کرد
فحشها می داد و می زد داد و جیغ
ریش بر می‌کند و می‌گفت ای دریغ
«دست من بشکسته بودی آن زمان»
که زدم بر خاک ، پول بی زبان
تا که باشد در تنم نای نفس
خودرو بنجل نگیرم زین سپس
رد شد از آنجا وزیری محترم
گفت : آخر این چه حرف است ای ببم؟
از چه رو با ما عداوت می کنی؟
تو به این کشور خیانت می کنی
ای رعیت زاده ی با چشم و رو
هان ، مکن زین فکر خام ات گفتگو
پس بخر ای خائن از این پس فقط
خودرو ملی ؛ ولو بی کیفیت
نشنوی گر پند نعمت زادگان
میروی در زمره ی ول دادگان…
چون ندانست آن وزیرِ پیر کیست
گفت بقال و همی با خود گریست
ای دریغا ای دریغا ای دریغ
داد «نعمت زاده» ام فحشی عمیق
من که خویش از بیست ماه ِ پیش تر
پول دادم شش برابر بیشتر
تا نیفتد پول ما بقال ها
دست غربی ها و « لی به رال» ها !
همچو دیگر خلق هر ملیتی
نیز خواهیم اندکی کیفیتی
«از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت ، صاحب دلق را»
رفت و استغفار کرد از لغو و سهو
بعد با ماشین بشد در دره محو…‌

:: Information 338
تاریخ بروزرسانی : ۱۵ شهریور ۱۳۹۴
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25692 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما