ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

اولا آمده ایم بخش ارزشمندتر و گرانبهاتر و ارجمندتر معارف بشری را که علوم انسانی هستند، ار ابتدا کنار گذاشته و عَلم مخالفت صریح را برای آن بلند کرده ایم و شرمنده که نیستیم، افتخار هم می کنیم که ما بی نیاز هستیم از این اباطیل و اراجیفی که اسمش شده است علوم انسانی غربی! ولی از آخرین دستاوردهای این علوم و معارف برای اهداف خودمان روی گردان نیستیم، بلکه با بیشترین هزینه های مالی و عصبی – روانی که از جیب ملت می رود، آنها را تهیه می کنیم و نمی گذاریم به آخرین دستاوردها برسیم، چون از همان دستاورد استفاده می کنیم و نمی گذاریم فرآیند رسیدن به فرآورده ها در ذهن شهروندان جریان پیدا کند چون این فرآیند رهایی بخش و آزادی بخش است.

من معتقدم اگر بنا بود چیزی از غرب گرفته شود تو چنین وانهاده شود – هر چند معتقد نیستم که باید چیزی را گرفت و چیزی را وانهاد – خوب است که فرهنگ غرب را می گرفتیم و تمدن غرب را رد می کردیم نه این که آقایان تمدن غرب را گرفته اند و به هواپیما و زیردریایی و تسلیحات و رادیو و تلویزیون و مظاهر مادی را بیش از هر جای دیگری حرص و ولع نشان می دهند ولی فرهنگ غرب – فرهنگ استدلال گرایی و تبعیت از تجربه و درس آموزی از گذشته و فردگرایی و رمه ای نزیستن و رمه ای نیندیشیدن، اصالت دادن به خود انسان، ایدئولوژیک نبودن و ایدئولوژی را برای انسان خواستن نه انسان را برای ایدئولوژی خواستن – می گرفتیم الان تصمیم هایی که در کشور ما گرفته می شود، غیر از بخش های مادی تصمیمات که به تکنولوژی ختم می شود، بقیه مبتنی بر آخرین دستاوردهای بشری نیست. برای همین است که دائما در همه نهادهای اجتماعی عقب می رویم.

ما هفت نهاد اجتماعی بزرگ شامل  خانواده، اقتصاد، سیاست، تعلم و تربیت، حقوق، اخلاق و دین و مذهب در حال عقب رفتن هستیم. حالا اگر بخواهم همه این پنج دغدغه را خلاصه کنم، باید می گفتم بزرگ ترین دغدغه من فرهنگ است و در فرهنگ نیز فرهنگ اخلاقی بزرگ ترین دغدغه من است چون در همه این ۵ مورد، عناصری از اخلاق وجود دارد. این پاسخ اجمالی.

بین این مجموعه ای که بیان کردید، چه نوع ارتباط و پیوندی وجود دارد؟ آیا این ها در عرض هم وجود دارد یا در طول هم هستند؟ آیا پیوند سلسله مراتبی دارند؟

– من بین اینها نظام علی و معلولی برقرار می بینم ولی نظام علی و معلولی دیالکتیکی. هر کدام از این عوامل می تواند بر عوامل دیگر تاثیر بگذارد و از عوامل دیگر تاثیر بپذیرد.

برخی از این موارد می تواند ریشه تاریخی داشته باشد. به عنوان مثال ضعف اعتماد عمومی، کم و بیش در خاطرات جهانگردان و غربی ها از ایران آمده است که ایرانی ها در ابتدا اعتماد نمی کنند و رفته رفته اعتماد می کنند اما برخی از آنها محصول این چهار دهه اخیر است. لطفا در این باره توضیح بفرمایید.

– این که گفته ام تاکیدم به بعد از انقلاب است، نمی خواستم بگویم علت این مشکلات انقلاب است، بلکه می خواهم بگویم ما انسان های بعد از انقلاب با این مسائل مواجه هستیم. بعضی از آنها ریشه در سابق دارد و بعضی ندارد ولی حتی آنهایی که ریشه در سابق دارد، بعد از انقلاب تشدید شده است. این بی اعتمادی الان بسیار تشدید شده است. بالاخره ما در چیزهای بسیار مهمی به یک تار موی طرف مقابل اعتماد می کردیم. الان شما به برادرتان هم چنین اعتمادی ندارید.

می فرمایید مجموعه این موارد را ذیل ضعف فرهنگ اخلاقی قرار می دهید. آیا جامعه ایرانی در شرایط کنونی از ظرفیت و توانمندی برخوردار هست که راه حل هایی را برای خروج از این مسائل تعریف و به آن عمل کند؟

– به دو جهت بله. اول آن که تمام این مسائل پیش اندیشیده هستند. جوامع دیگر درباره این مسائل مطالعه و تحقیق کرده اند و دانش بزرگ روانشناسی اجتماعی به این موضوع ها پرداخته است. دوم این که ما خودمان هم وقتی متفکران مان آزاد بودند به میزان آزاد بودن شان می توانستند این مسائل را در مخاطبان خود کاهش دهند.

مشکل ما این است که بین توده های مردم ما و بین کسانی که سخنی برای گفتن دارند اولا، و دلسوزی برای مردم دارند ثانیا، یعنی کسانی که آگاهی و نیک خواهی دارند، نظام سیاسی به عنوان دیواری ایستاده است که دست و صدای این متفکران به مردم نمی رسد.

این کار، نشد ندارد ولی این مشکل وجود دارد که نظام سیاسی، کسانی را که از حد بیشتری آگاهی و از حد بیشتری نیکخواهی برخوردار هستند، از مردم جدا کرده است. مثل این که بیمارانی وجود داشته باشند و ما پزشکان و داروها را در اتاقی حبس کرده باشیم. به این دلیل می گویم شدنی است که هر وقت توده ها و اکثریتی که نتوانسته اند از آن حد از آگاهی برخوردار شوند، توانسته اند به آگاهان نزدیک شوند، آن موقع کارهای مثمرثمری انجام شده است. معتقدم اگر دیوار سیاسی از میان آگاهان و نیکخواهان برداشته شود، هیچ کدام از این مسائل لاینحل باقی نمی ماند. در عین حال وقتی از نظام سیاسی حاکم صحبت می کنم نمی خواهم بگویم مصلح اجتماعی و روشنفکر تقصیری ندارد بلکه مهم ترین عامل را نظام سیاسی می دانم.

:: Information 205
تاریخ بروزرسانی : ۷ دی ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما