ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25420 پست
:: ورودی گوگل امروز : 5 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۰/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

مهرشاد مرتضوى در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

تبلیغات بخش خیلی مهمی از بازاریابیه و کسی که محصولی رو تبلیغ میکنه، قطعا میخواد اون محصول رو بفروشه! منتهی از اونجایی که تعداد کمی از وسایل و تکنولوژی‌ها مثل اتومبیل، موبایل، جی‌پی‌اس، اینترنت، دوربین عکاسی، آبمیوه‌گیری سه کاره و حتی مسواک، خودش اومده ولی فرهنگش نیومده، تبلیغاتشون هم با ریسک بالایی همراهه و برای اثرگذار بودن باید برن تو دل مخاطب.

یکی از این موارد تبلیغات اپراتورهای تلفن همراهه. از دو سه سال پیش یه سری پیامک به وسیله بعضی از اپراتورهای تلفن همراه (الکی مثلا ما ۵۰ تا اپراتور مختلف داریم!) ارسال می‌شد که نه زمانش مناسب بود، نه محتواش، نه جامعه هدفی که براش ارسال می‌شد. مثلا ساعت دو نصفه شب پیامک می‌اومد «در یه بند بگو چی تنته و جایزه بگیر». آخرشم در هرصورت یه ساعت دیوارى بهت میده.

چهار صبح پیام می‌اومد «دوس داری بدونی نامزد غیررسمیت الان داره به چی فکر میکنه؟» این کار یا باعث می‌شد پیرمرد ۹۰ ساله‌ای که پیام براش ارسال شده از وحشت ویبره سکته کنه و عمرش‌رو بده به شما، یا فردا صبحش تعداد طلاق در کشور سه برابر شه. تازه اگه در زمان مناسب برای فرد مناسب هم ارسال می‌شد، چون هزینه هر پیامک ۵۰ تومن بود، از پیامک دهم به بعد که تازه آشنایی داشت سر می‌گرفت، شارژ خط طرف تموم می‌شد و متاسفانه این دو کبوتر عاشق به هم نمی‌رسیدن.

داشتیم از دست این جور پیامک‌ها راحت می‌شدیم که بیلبوردها جاشون رو گرفتن که این هم از شانس ما دهه شصتی‌هاست. یادتونه بچه که بودیم، تا شخصیت زن و مرد فیلم‌های خارجی فاصله‌شون کمتر از سه متر می‌شد، بابامون می‌زد تو سرمون و می‌گفت «برو تو اتاقت کره خر، این فیلما مناسب سن تو نیست؟»

یعنی اون موقع رومون نمی‌شد جلوی تلویزیون بشینیم. تو مهمونی رومون نمی‌شد وقتی جمعیت زیاده رو مبل بشینیم. تو عروسی به طورکلی رومون نمی‌شد بشینیم و باید واسه بستگان و آشنایان هنرنمایی می‌کردیم که بهمون بخندن.

الان هم که بزرگ شدیم و حتی وزیر تحویل جامعه میدیم، رومون نمیشه از تو خیابون رد بشیم با این بیلبورداشون! طرف برای تبلیغ گلدون تابلو میزنه «منو ببر خونه‌تون»، واسه پلی‌استیشن میزنه «باهام بازی کن»، واسه صندلی می‌زنه «میخوام بهم تکیه کنی».

کم مونده بنر بزنن «شنیدم خونه‌تون یه گوسفند دارین که سیگار میکشه، منو ببر نشونم بده» که البته تبلیغ مخصوص عینک‌های واقعیت مجازیه. چون همه میدونن که هیچ گوسفندی سیگار نمیکشه. فقط یه گونه بسیار نادر از کفتر هست که روپایی میزنه و نمونه‌ش هم تو خونه ماست. جهت تهیه بلیت پیام خصوصی بدین، هر پیام فقط ۵۰ تومن.

:: Information 189
تاریخ بروزرسانی : ۴ شهریور ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25323 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما