ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25394 پست
:: ورودی گوگل امروز : 0 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۴/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

زهرا فرنیا در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

تصمیم‌گیری توی زندگی خیلی مهمه. سعی کنید یه‌جوری تصمیم بگیرید که چندسال بعدش پیش خودتون و ستون طنز فرضی آینده‌تون شرمنده نشید.

همه‌چیز از یه ظهر پاییزی شروع شد که تصمیم‌گرفتم دست به خرخونی بزنم. نه شنبه بود، نه اول ماه، نه هیچ اول دیگه‌ای که دلیل بشه آدم درس بخونه. همون ظهر پاییزی زنگ زدم به دوستم که اون رو هم توی تصمیمم شریک کنم، گفت: «برو بابا، درسِ چی؟ سر ظهری زنگ زدی این رو بگی؟ حالت خوبه‌ها!»

بعد هم پتو رو کشید روی سرش و خوابید. حق داشت. یادمه همون‌موقع یه باد پاییزی خوبی داشت می‌وزید که بعد ناهاری آدم دلش می‌خواست تا ابد بخوابه، ولی خب مشتم رو کوبیدم توی دیوار و با اینکه درد گرفت تصمیم گرفتم یه سال درس بخونم.

این قضیه رفت تا سال بعدش که دانشگاه دولتی قبول شدم. ولی دوستم دولتی قبول نشد، باید ترمی یه‌تومن شهریه می‌داد. پیام اخلاقی قضیه تا اینجا درست بود که یعنی با سعی و کوشش به همه چی می‌شه رسید.

هفته اول دانشگاه به ما گفتن: «آفرین که به وظایف تحصیلی‌تون عمل کردین و این دانشگاه قبول شدین». به اونا گفتن: «مرسی که دانشگاه ما رو برای تحصیل انتخاب کردین، ما وظیفه داریم یه کوله‌پشتی باکیفیت و یه‌سری لوازم تحریر درجه یک به شما بدیم. البته هزارجاش آرم دانشگاه رو هم نزدیم که همه بفهمن شما کجا درس می‌خونین.» گذشت تا دم عید. ما تا ۲۹ اسفند دانشگاه رفتیم، اونا یه هفته قبل از عید استادا بهشون باقی سال رو عیدی دادن. چهارسال به این منوال گذشت.

گفتم خب الان یه مدرکی می‌گیرم که بزنمش به کار، کاری که هرروزش مثل هفته آخر سال باشه، حقوق یه ماهش به هزارتا کوله‌پشتی و لوازم تحریر برسه و خلاصه الگویی بشم برای تمام دخترخاله‌ها و پسرعمه‌های فامیل. همون‌طور که انتظار داشتین تا این لحظه که در سلامت کامل عقل و این حرفا هستم، بیکارم.

اون دوستم هم، با اینکه توقع داشتین بگم با پارتی و آشنا وارد یه شرکت شده و الان داره پول پارو می‌کنه، اونم بیکاره. فقط فرق‌مون اینه که اون ده میلیون خرج گرفتن یه لیسانس کرد، اما من با اینکه دانشگاه دولتی درس خوندم ده هزار تومن هم پس‌انداز ندارم!

:: Information 185
تاریخ بروزرسانی : ۷ بهمن ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25297 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما