ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

بی قانون؛ ضمیمه طنزروزنامه قانون – احسان پیربرناش: ماجرا از یک شام دو نفره ساده و یک سوال ساده تر شروع شد. همسر بساط شام را چیده بود و من تمام حواسم به صفحه تلویزیون و پخش مسابقه فوتبال بود که یک لحظه احساس کردم در غیاب حواس، باید یک عضوی را به خانواده اختصاص بدهم. عضوی که انتخاب کردم دهانم بود. انصافا هر جوری که حساب بکنید، عضو کار راه انداز و قابل احترامی است. یعنی انتخاب بدی نداشتم، ولی به قول کشتی گیرها بدل خوردم.

برای این که سکوت میان خودم و همسرم را بشکنم، نگاهی سریع و گذرا به سفره انداختم و گفتم: «به به، چه کردی همسر… اوووومممم، احساس می کنم یه چیزی کمه، اگه گفتی چی؟»

همسر که انگار از ازل منتظر شنیدن چنین سوال احمقانه ای بود بدون کوچک ترین مکثی گفت: «بچه!»

من نهایت منظورم ماست بود. حتی واقعا همین ماست هم نه، فقط یک چیزی در همین مایه ها. مثلا پارچ آب، سبزی خوردن یا اصلا خلال دندان، ولی جوابی که شنیدم «بچه» بود. آیا این سوء استفاده از پرت شدن حواس مردان در حین تماشای یک مسابقه فوتبال نیست؟

با خودم فکر می کردم که این مجازات بزرگی است برای کسی که حواسش جای دیگری درگیر است و دهانش جای دیگر، ولی کار از کار گذشته بود. بعد از چند ثانیه سکوت، بی اختیار گفتم: «لعنت بهت رونالدو!»

همسرم نگاهی متعجبانه به من کرد و گفت: «این مسی بود نه رونالدو.»
گفتم: «مگه این بچه واسه آدم حواس می ذاره؟»
گفت: «بچه که هنوز نیومده.»
گفتم: «نیومده اینه، ببین بیاد چی میشه.»

متاسفانه زن ها موجودات زرنگ و فریب نخوری هستند. یعنی شما شک نکنید اگر در گاهی اوقات فریب شما را می خورند، خودشان می خواهند که فریب بخورند وگرنه این موضوع هیچ ارتباطی به توانایی های شما ندارد.

گفت: «احساس می کنم خیلی دلم بچه می خواد.»
همینطور که به تلویزیون نگاه می کردم گفتم: «یه چای نبات بخوری خوب میشی، نفخ کردی.»
خیلی خونسرد گفت: «من بچه می خوام.»
گفتم: «الان که فوتبال داره.»
– همیشه فوتبال داره.
+ توام همیشه با مادرت تلفنی حرف می زنی.

می دانم جواب قانع کننده ای نبود ولی بالاخره باید یک چیزی می گفتم. لعنتی بازی بارسلونا و گیخون آن شب یکی از کسل کننده ترین مسابقاتی بود که از ابتدای فوتبال تاکنون برگزار می شد. یعنی بارسایی که تا همین نیم فصل، طی هر بازی متوسط ۴ گل می زد در آن بازی حتی یک شوت به سمت چارچوب هم نمی زد که آدم یک داد و بیدادی بکند و مسیر بحث را عوض کند. فقط میدان داری می کردند. با الهام از فلسفه بارسا تصمیم گرفتم من هم میدان داری کنم. تلویزیون را خاموش کردم و رو به همسرم گفتم: «خب عزیزم، کجا بودیم؟»

:: Information 183
تاریخ بروزرسانی : ۲۲ فروردین ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما