ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25802 پست
:: ورودی گوگل امروز : 2 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۹/۰۷/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

حسن غلامعلی‌فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

دهخدا نام قاضی‌زاده هاشمی را صدا زد و او را پای تخته فراخواند و از او پرسید: «این چیه انداختی گردنت؟» قاضی‌زاده هاشمی لبخند زد و گفت: «گوشیِ پزشکیه، باهاش ضربان قلب رو گوش می‌دم». دهخدا سر تکان داد و گفت: «بهتره به جای «گوش دادن» از «شنیدن» بهره ببری. در ضمن خودم می‌دونم اینی که انداختی گردنت چیه. برای چی آوردیش سر کلاس؟»

غرضی گفت: «برای دکتربازی». قاضی‌زاده هاشمی لپ‌هایش گل انداخت و گفت: «از بس شوق خدمت دارم». مشایی گفت: «ما خدمت سنتی را به صنعتی ترجیح می‌دهیم».دهخدا اخم کرد و از مشایی پرسید: «شما تازگیا خیلی بلبل‌زبون شدیا! خبری شده؟» مشایی لپ‌هایش گل انداخت و پاسخ داد: «از بس شوق خدمت دارم». بقایی بدون اینکه اجازه بگیرد دوان‌دوان از کلاس بیرون رفت. دهخدا از احمدی‌نژاد پرسید: «کجا رفت؟» احمدی‌نژاد خندید و پاسخ داد: «شوق خدمت می‌چکد از چشم تَرَش». رضایی ایستاد و گفت: «ما هم داریم». دهخدا با کلافگی گفت: «برو ولی زود بیا». رضایی اخم کرد و گفت: «منظورمون شوق خدمته!» کواکبیان فریاد زد: «شما که دائم‌الشوقی برادر من». رضایی بدون اینکه کواکبیان را نگاه کند گفت: «از شما که تکرر شوق داری بهترم». قاضی‌زاده هاشمی از کوره در رفت و فریاد زد: «شوق هیچ کدوم‌تون به گردِ شوق من هم نمی‌رسه.

:: Information 319
تاریخ بروزرسانی : ۱۷ اسفند ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25705 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما