ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 15 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

akhlaghعشق هنرمند عشق نیست!

عشق حقیقی عشق و محبتی است که تنها به خداوند باری تعالی معطوف گردد و عشق های زمینی تا زمانی که به عشق به خدا منجر نگردد، ناقص و ناپایدار خواهد بود و در بسیاری از موارد آغازگر تباه و نابودی عاشق خواهد بود.

هنرمند

چندی پیش در مصاحبه ای که از یکی از هنرمندان بنام کشور تهیه شده بود خواندم که وی تمام عشق خود را در محدوده ابزار هنری خود خلاصه کرده بود. وی اینچنین گفته بود: «معنویات من روی صحنه نهفته است، مقدس‌ترین جایی که سراغ دارم صحنه است، بزرگ‌ترین معشوق من صحنه است». به احترام هنرمند مورد نظر، نام او را در صندوق امانات خود محفوظ می داریم و فرض می گیرم که اگر هنرمندی چنین اعتقادی داشته باشد و عشق خود را صحنه بازی و نمایش بداند، آیا به خطا رفته است یا نه؟ و آیا برای صحنه نمایش می توان چنان منزلتی را تصور کرد که شایستگی عشق ورزی را دارا شود؟

به چه چیزی باید عشق ورزید؟

صحنه بازی محلی است با مختصات فیزیکی خاص، که در اغلب موارد از موادی همانند چوب، آهن، پارچه، لباس، پرده، دکور و هر آنچه که برای نقش آفرینی بازیگران مورد نیاز است ساخته می شود. تمامی لوازم صحنه بیجانند و هیچیک از آنها از روح به معنای رایج آن برخوردار نیستند و این هنرمند است که با بازی  -با تعبیری مسامحه گرانه- به صحنه روح می دهد.

برخی روانشناسان عشق را به انواع مختلفی که بیشتر شامل عشق های فیمابین مرد و زن است تقسیم کرده اند که ذکر آن در این مجال جای ندارد اما برای روشن شدن عشقی که هنرمند مزبور مورد نظر خود قرار داده است، لازم است تقسیم بندی معقولی را مبنای بحث خود قرار دهیم. برای دست یابی به غرض خود و حل مسئله، به تعریف و تقسیم عشق از دیدگاه عرفا می پردازیم.

عرفا عشق را به عشق حقیقی و مجازی تقسیم کرده اند. در تعریف عشق حقیقی گفته شده است که علاقه و محبت به پروردگار عالم و خداوند یکتا که تمام هستی از آن اوست، حقیقت عشق است و عشق حقیقی را شکل می دهد و در مقابل، محبت به غیر او عشقی مجازی است و این عشق ناتمام و ناقص خواهد بود. عشق واقعی آن عشقی است که محبت عاشق به معشوق مایه آرامش قلب و سکون روان باشد. همانطور که قرآن کریم در آیه ۲۸ از سوره مبارکه رعد به این مسئله اشاره می کند که ««الا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ» یعنی تنها با یاد خدا دلها آرام می‏گیرد، یعنی رسیدن به هیچ مطلوبی به انسان آرامش حقیقی نمی‏دهد»(مجموعه آثار،ج۳،ص۵۲۲).
عشق حقیقی و معقول عشقی است که به خالق یکتا ابراز شود و آن همان محبت قلبی و کمال و تمام به اوست و هر آن عشقی که به وجود مقدس او ره نیابد، قابل ستایش نخواهد بود و در شأن انسان نیست

و حاصل عشق های مجازی آرامشی است گذرا و غیرحقیقی هر چند به واسطه عوامل بیرونی تصور شود که از عمق و داغی برخوردار است اما عشق مجازی «یک آرامش موقّت می‏دهد تا وقتی که خیال می‏کند به مطلوب حقیقی رسیده است، ولی یک مدّتی که فطرتش او را از نزدیک بو کرد و او را شناخت و درست درک کرد، یک نوع عدم سنخیّت [میان خود و او] درک می‏کند و حالت بیزاری در او پیدا می‏شود. تنها حقیقتی که اگر به او برسد دیگر محال است نسبت به او بیزاری پیدا کند خداوند متعال است، و این، زمانی است که قلب انسان به «حقیقت»، به «او»، به «توحید» رسیده باشد.»(همان،ص۵۲۲).

بنابر این هیچ معشوقی شایسته عشق ورزی نیست مگر عشق و محبتی که خداوند باری تعالی  محبوب واقعی آن باشد. خالی از لطف نیست که به نکته ای ظریف اشاره شود و آن این که در موردی که عشق مجازی به عشق مجازی منتهی گردد، آن عشق نیز عشقی حقیقی تلقی خواهد شد «و آن هنگامی است که با تقوا و عفاف توأم گردد. یعنی در زمینه فراق و دست نارسی از یک طرف و پاکی و عفاف از طرف دیگر، سوز و گدازها و فشار و سختی‏هایی که بر روح وارد می‏شود آثار نیک و سودمندی به بار می‏آورد. عرفا در همین زمینه است که می‏گویند عشق مجازی تبدیل به عشق حقیقی یعنی عشق به ذات احدیت می‏گردد و در همین زمینه است که روایت می‏کنند: مَنْ عَشِقَ وَ کَتَمَ وَ عَفَّ وَ ماتَ ماتَ شَهیداً.. آن که عاشق گردد و کتمان کند و عفاف بورزد و در همان حال بمیرد، شهید مرده است. اما این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع عشق با همه فوایدی که در شرایط خاص احیاناً به وجود می‏آورد، قابل توصیه نیست؛ وادیی است بس خطرناک‏.»(همان،ج۱۶،ص۲۵۳)

از آنچه یادآور شد مشخص گردید که عشق حقیقی و معقول عشقی است که به خالق یکتا ابراز شود و آن همان محبت قلبی و کمال و تمام به اوست و هر آن عشقی که به وجود مقدس او ره نیابد، قابل ستایش نخواهد بود و در شأن انسان نیست.
هیچ معشوقی شایسته عشق ورزی نیست مگر عشق و محبتی که خداوند باری تعالی محبوب واقعی آن باشد. خالی از لطف نیست که به نکته ای ظریف اشاره شود و آن این که در موردی که عشق مجازی به عشق مجازی منتهی گردد، آن عشق نیز عشقی حقیقی تلقی خواهد شد «و آن هنگامی است که با تقوا و عفاف توأم گردد
صحنه نمایش مقدس ترین مکان نیست

از این رهگذر، نتیجه ای بدست می دهد که عبارت منقول از یکی از هنرمندان را نمی توان به سادگی و بدون هیچ شک و شبهه ای پذیرفت مگر آنکه انتخاب صحنه به عنوان معشوق را مسامحه و لغزش در گفتار او بپذیریم. اما به یقین تعبیر «مقدس‌ترین جایی که سراغ دارم صحنه است» تعبیری غلط است و با هیچ توجیهی نمی توان آن را به تاویل برد. گاهی از اوقات به دلیل حضور مردان و زنان بزرگ تاثیرگذار و که دارای احوالات معنوی هستند و یا به دلیل اتفاقات خاص مذهبی و ارزشمند، برخی اماکن از احترامی مجازی برخوردار می شوند که از آن مکان با کلمه مقدس یاد می کنیم، لیکن بکار بردن کلمه «مقدس ترین» تنها برای خانه خدا یعنی کعبه مکرمه زیبنده است و بنابر آیات قرآن کریم این مکان دارای تقدس ذاتی نسبت به همه مکان ها است. کعبه مکانی است که همه مسلمانان جهان جهت ادای فریضه نماز به سوی آن می ایستند و همین وحدت جهت، نشانگر اهمیت این مکان و یکتایی آن برای پرستش واحد یکتا می باشد.

امید است افراد شاخص جامعه که به نوعی اعمال و گفتار ایشان برای افراد جامعه تاثیر گذار است، در کاربرد الفاظ و اصطلاحات دقت بیشتری به خرج دهند و در بیان اعتقادات خود وسواس بیشتری داشته باشند.

:: Information 483
تاریخ بروزرسانی : ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما