ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25310 پست
:: ورودی گوگل امروز : 8 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۰۶/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

وی با ناامیدی و ناراحتی تاکید می‌کند:«به خدا من امضا میدم که درصد و پول نمی‌خوام. فقط می‌خوام اسمم باشه که پیرشدم بیشتر از این زجر نکشم. چشمام نیاز به عمل داره پول ندارم. پوست صورتم سیاه شده ،خارش بدن دارم، پوست دستام یه جوری شده که پوست میندازه .طی یک سال چند بار پوستم کنده میشه پماد هم فایده نداره. من فقط می‌خوام که تحت پوشش درمانی باشم و اسمم تو بنیاد شهید و امور ایثارگران ثبت بشه ».

کودک ۱۳ ساله روز حادثه و مرد ۴۰ ساله امروز از ترس خود برای ازدواج و تشکیل خانواده می‌گوید. از اینکه می‌ترسد حالش بدتر شود، بینایی خود را از دست بدهد و نتواند از همسر و فرزندش حمایت کند. او به رغم داشتن مشکل ریوی ناچار است برای امرار معاش در مغازه عطرفروشی‌اش کار کند و ماسک بزند بی‌آنکه امیدی به فردای پیش‌رو داشته باشد.

او در پایان می‌گوید:«حق پدرو برادرم که مردن ، ضایع شد اما من زنده‌ام. کاری کنند که حق من ضایع نشه ».

اهالی سردشت آن نیمروز را فراموش نمی‌کنند

در ادامه ستاره فتاح‌پور، ساکن و عضو شورای شهر سردشت به «قانون » می‌گوید: «سردشت یکی از مظلوم‌ترین شهرهای ایران است. این شهر بارها و بارها در زمان جنگ تحمیلی درگیر حملات شیمیایی بود. اما حمله شیمیایی یک مساله به یاد ماندنی است. هیچ یک از اهالی سردشت نمی‌توانند آن نیمروز را فراموش کنند. مجامع بین‌المللی هم در برابر فاجعه سردشت سکوت عجیبی کردند و الان هم آنچنان که باید و شاید در باره آن صحبت نمی‌شود. این شهر نقطه مرزی و نقطه اتکا و قوت قلب رزمندگان اسلام بود. به‌همین خاطر هم حمله شیمیایی اتفاق افتاد».

وی ادامه می‌دهد: «ما مردم شهر واقعا نمی‌دانستیم چه به روزمان آمده . ساعت چهار بعدازظهر که مردم درمنزل درحال استراحت بودند، شهر بمباران شد. ما فکر می‌کردیم مثل دفعات قبل است .نمی‌دانستیم شیمیایی است به همین دلیل برای کمک به مناطق بمباران شده رفتیم و مردم را‌ درآغوش می‌کشیدیم و کمک می‌کردیم. در اثر همین تماس‌ها بسیاری از مردم شهر شیمیایی شدند. وقتی تاول‌های عزیران‌مان را دیدیم، وقتی دیدیم که جسد آن‌ها انباشته برهم است و همه چشم‌ها پف کرده و کسی چیزی نمی‌بیند، تازه متوجه شدیم که چه بر سرمان آمده است. اما دیگر دیر شده بود. ما اواخر شب متوجه آثار این بمب‌ها شدیم و دیدیم عزیزان‌مان جلوی چشمان‌مان پرپر می‌شوند و به صورت انباشته بر هم به بیمارستان‌های شهرهای مختلف اعزام می‌شوند.این نوع انباشتگی باعث شد که عزیزان دیگر هم شیمیایی شوند. آن‌ها که برای امداد آمده بودند و در زمان بمباران از شهر دور بودند نیز گرفتار شدند».

سلاح شیمیاییِ ترکیبی بر سرمان فرود آمد

فتاح پور با تاکید براینکه به گفته کارشناسان، آثار حمله شیمیایی تا ۵۰ سال در شهر ماندگار خواهد بود، افزود: «آن روز آب‌ هم قطع شد. مردم به تنها استخرکوچکی که در سرچشمه وجود داشت روی آوردند اما بازهم کفاف نداد» .

وی می‌گوید: «بمباران شیمیایی سردشت از لحاظ بیولوژیکی و زیست محیطی نیزآثار مخرب زیادی داشت. گاز خردل به خودی خود بیش از دو هفته در طبیعت نمی ماند ولی رژیم صدام با اضافه کردن مواد شیمیایی دیگر به این گاز، ماندگاری آن را در طبیعت به ۵۰ سال افزایش داد. این گاز علاوه بر آثار مخرب بر گونه‌های گیاهی و جانداران، آثار ماندگاری بر انسان دارد و ما این آثار را در شهر می‌بینیم» .

این عضو شورای شهر سردشت می‌گوید:«جانبازان شیمیایی سردشت از دردهای لاعلاج شیمیایی که بیشتر اعصاب، پوست، ریه و قلب آنان را درگیر کرده است رنج می‌برند، یعنی شهروندان عزیز ما باید تا آخر عمر کیسه های دارو و کپسول‌های اکسیژن را در کنار خود داشته باشند تا ادامه نفس کشیدن و زندگی برای آنان میسر باشد. همه در خانه‌ها کپسول اکسیژن دارند و حتی برخی آن را باخود حمل می‌کنند».

او که خود به عنوان جانباز ۱۵ درصد شناسایی شده و بدون اسپری تنفسی نمی‌تواند زندگی کند، یادآورمی‌شود: «ما جانباز ۷۵ درصدی داریم که برای آمدن به شهر باید کپسول اکسیژن حمل کند. در شهر ما افسردگی بسیار زیاد است در حالی که یک اورژانس اجتماعی نداریم. خودکشی زیاد شده اما کلینیک اعصاب و روان نداریم . تا چهار سال پیش، زنانی که درصد بالای جانبازی داشتند، یا نمی‌خواستند بچه‌دار شوند یا اینکه اگر تحت نظر دکتر نبودند فرزند دارای ناهنجاری به دنیا می‌آوردند».

اورژانس اجتماعی و کلینیک تخصصی نداریم

فتاح‌پور با اشاره به عدم وجود کلینیک تخصصی در شهرمی‌گوید:«ما تنها یک کلینیک جانبازان داریم که کارآمد، تخصصی و مجهز نیست . تنها یک یا دو پزشک متخصص دارد که هفته‌ای دو روز از بیمارستان امام خمینی سردشت به این کلینیک می‌آیند و خدمات کلینیک در حد یک درمانگاه معمولی است. بارها مسئولان به شهر ما آمده یا ما برای تجهیز بیمارستان به تهران رفته ایم اما تا الان کاری انجام نشده ا ست».

وی ادامه می‌دهد: «سردشت پس از بمباران شیمیایی و فاجعه تحمیل شده بر مردم مرزدار آن هرگز درخور شأن و جایگاهش از طرف دولت‌های پیشین طی ۳۰ سال گذشته رنگ خدمت به خود ندید. محرومیت‌ها و چهره غبار گرفته شهر برای هر رهگذر و مسافر راهی این دیار ملموس است. عمران و آبادانی و حتی مزار شهدای این شهر آنچنان که باید در شأن و منزلت شهدای آن نیست».

این عضو شورای شهر سردشت می‌افزاید: «شهرداری شهر، فاقد درآمد کافی برای اداره شهری است که نیازمند بازسازی است. شهری که بیشتر سکنه آن جانبازان و مصدومان شیمیایی هستند، عوارض و منابع کسب درآمد ندارد. به همین علت با وجود اینکه بیشتر مصدومان ما مشکل ریوی دارند اما خیابان‌ها و کوچه های شهر بیشتر خاکی هستند. ما امسال تنها توانستیم یک سوم شهر را آسفالت کنیم».

این بانوی ۵۲ ساله می‌گوید: «ما یک پارک مناسب برای شهروندان و خانواده ها به ویژه بانوان نداریم هرچند که در حال حل این مساله هستیم و جدیدا کلنگ‌زنی آن را انجام داده‌ایم. کشاورزی‌مان هم در حال مکانیزه شدن است و طی سه سال اخیر توجه به کشاورزی بیشتر شده است. در وسط شهر خانه‌ای هست که مورد اصابت بمب قرار گرفته و اگر بخواهند تخریب کنند، به دلیل وجود صد درصدی آثار شیمیایی در آن هرکس به خانه نزدیک شود حتما دچار مشکل خواهد شد».

راه‌های مواصلاتی، روستایی است

فتاح‌پور با بیان اینکه سردشت تنها یک راه ورودی و خروجی دارد که در صورت بروز بحران در این شهر مشکلات جدی برای شهروندان پیش خواهد آمد، می‌گوید:« این شهر با وجود داشتن بیش از ۵۰ درصد از جنگل‌های آذربایجان غربی، گونه‌های متنوع و کمیاب گیاهان دارویی، درختان جنگلی و وحشی، چشمه سارها، آبشارها و رودخانه های دایمی و فصلی، مغفول مانده است. شرایطی که برای صنعت گردشگری مناسب بوده و می‌تواند چرخ زندگی مردم این شهر را نیز به حرکت در آورد. این درحالی است که ما حتی یک هتل برای استراحت توریست‌ها نداریم . با وجود آنکه راه‌ها گردشگر را به سردشت می رسانند اما از لحاظ ساختاری و زیر ساختی چندان به این شهر رسیدگی و توجه نشده و تقریبا همه راه‌های اصلی و مواصلاتی به شهرهای بانه، مهاباد و پیرانشهر نیز بیشتر از اینکه به یک راه اصلی شبیه باشند، رنگ و روی راه روستایی دارند».

او ادامه می‌دهد: «با وجود اینکه آب معدنی گراوان و آبشار شلماش، جزو هشت بهشت آذربایجان غربی هستند، نه ساماندهی شده اند و نه راه و امکانات رفاهی مناسبی دارند.فناوری فرآوری محصولات بومی مانند انگور سیاه، عسل و سماق وحشی و حتی میوه درخت بلوط در سردشت وجود ندارد ؛ مساله‌ای که بر رشد اقتصادی منطقه اثرگذار است و می تواند تا حد زیادی برای مردم این شهرستان اشتغال ایجادکند».

فتاح‌پور بر ضرورت اشتغال‌زایی و ایجاد مراکز رفاهی برای بانوان تاکید کرده و می‌گوید: «رسمی شدن مرز کیله نیز از اهم خواسته‌های مرزداران و مرزنشینان برای اشتغال‌زایی است. همچنین توجه ویژه به کلینک جانبازان و ایجاد کلنیک ها ی اعصاب و روان و مشاوره ای خصوصا برای بانوان از ضروریات است».

وی ادامه می‌دهد: «توجه از طرف دولت با اختصاص بودجه های جهشی برای رفع غبار از چهره شهر سردشت می‌تواند کمی از آلام سنگین مردم این شهر که در همه صحنه ها وفاداری خود را به نظام و خاک مقدس کشور اثبات کرده‌اند بکاهد. جانبازان شیمیایی و بدنه زخمی سردشت، اسناد زنده جنایات غرب علیه ایران هستند و تنها دادگاه بین المللی که در طول حیات انقلاب اسلامی با پیروزی ایران تمام شده است، با اتکا به اسناد بمبماران شیمیایی سردشت بوده است».

بی‌توجهی جامعه جهانی به استفاده عراق از سلاح شیمیایی در ایران

دکتراسعد اردلان، حقوقدان و مشاور امور بین الملل انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی سردشت در خصوص پیگیری ابعاد حقوقی این حادثه به «قانون» می‌گوید: «هربارکه عراق از نیروهای ایران در جنگ تحمیلی شکست می‌خورد، به واکنشی تند دست می‌زد و از سلاح‌های غیرمتعارف که استفاده آن‌ها در جنگ ممنوع بود استفاده می‌کرد؛ مثل سلاح شیمیایی که تنها نوع از سلاح‌های ممنوعه بود که این کشور در اختیار داشت».

وی ادامه می‌دهد: «سال‌ها پیش از بمباران شیمیایی سردشت و حلبچه، بارها عراق از این نوع سلاح در جبهه‌ها استفاده کرده است، چنانکه در جزایر مجنون در روستای زرده منطقه سرپل ذهاب و… یعنی هرجا که نیروهای ایران فشار می‌آوردند و معادله به زیان عراق می‌شد، این کشور از سلاح شیمیایی استفاده می کرد».

اردلان با یادآوری هشدارها و یادداشت‌های مکرر وزارت امورخارجه ایران به سازمان ملل درخصوص استفاده دولت عراق از سلاح شیمیایی علیه نیروهای ایرانی، می‌گوید: «ازآنجایی که فضای بین‌المللی و به‌خصوص شورای امنیت علیه ایران بود و همه از عراق حمایت می‌کردند ،به این یادداشت‌ها و هشدارها توجه نشد، تا اینکه در هفتم تیر ۱۳۶۷ به شهر سردشت حمله شیمیایی شد».

مشاور امور بین الملل انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی سردشت با اشاره به اینکه عراق از مدت‌ها قبل جنگ را به شهرهای ایران کشانده وکرمانشاه و سوسنگردو شهرهای مرزی را به موشک بسته بود و در نهایت نیز در سردشت از سلاح شیمیایی استفاده کرد، می‌افزاید: «تحلیل من از فرآیند جنگ آن است که دولت عراق برای جبران شکست‌ها و عقب‌نشینی‌ نیروهایی خود، از سلاح شیمیایی استفاده می‌کرد».

هشت هزار سردشتی، قربانی حمله شیمیایی عراق

وی با بیان اینکه درآن روز هشت هزار نفر از شهروندان سردشتی قربانی سلاح‌شمیایی شدندکه برخی دچار آسیب سطحی و برخی نیزبا آسیب‌کلی منجر به شهادت مواجه شدند،‌عنوان می‌کند: «عدم انجام اقدامات قاطعانه از سوی سازمان ملل در برابر هشدارهای ایران، عراق را در استفاده از سلاح‌های شیمیایی گستاخ‌تر کرد. لذا وقتی این کشور مشاهده کرد به هشدارها و یادداشت‌های ایران توجه نمی‌شود، روز به روز دامنه استفاده خود از این نوع سلاح‌ها را گسترش داد تا به فاجعه سردشت و حلبچه منجر شد». اردلان با اشاره به بمباران شیمیایی حلبچه در ۱۶ مارس ۱۹۸۶ که منجر به شهادت پنج هزار نفر شد، خاطرنشان می‌کند: «دراین زمان جهان متوجه وخامت اوضاع شده و درخواست‌های قبلی ایران نیز مورد رسیدگی قرار گرفت.

:: Information 160
تاریخ بروزرسانی : ۵ تیر ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25213 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما