ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25296 پست
:: ورودی گوگل امروز : 15 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۰۳/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

فقط یک ضربه زدم

قرار نبود کسی کشته ‌شود. وحید قصد داشت فردی را که به خانواده‌اش توهین کرده ‌بود، تنبیه کند، اما ضربه چاقوی او جوانی را که در این ماجرا هیچ ‌نقشی نداشت، به کام مرگ فرستاد. مدت‌ها از آن اتفاق گذشته و وحید حالا با درخواست قصاص اولیای‌دم روبه‌روست.

او که دو هفته قبل در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری‌ استان تهران محاکمه شده ‌است، از فراز و نشیب زندگی‌اش می‌گوید:

چند سال است در زندان هستی؟

در این پرونده نزدیک به دوسال.

قبل از این پرونده هم بازداشت بودی؟

به خاطر یک پرونده دیگر بازداشت شدم که بعد این پرونده هم به آن اضافه شد و در بازداشت ماندم.

پرونده اول به چه دلیلی تشکیل شده بود؟

آن هم درگیری بود یک نفر را زده بودم، به همین دلیل بازداشتم کردند.

پس سابقه دار هستی؟

سابقه که دارم منکر نمی شوم، اما هیچ وقت قصدم کشتن کسی نبود.

اما این بار کسی را کشته ای و به اتهام قتل بازداشت هستی، این اتهام را قبول داری؟

قتل کار من نیست.

اما شواهد چیز دیگری را نشان می دهد.

قبول ندارم این قتل کار من نیست کسی را نکشتم و اینها همه تهمت است.

۹ سال تحت تعقیب بودی اگر قتل کار تو نبود چرا ۹ سال متواری بودی و خودت را تسلیم پلیس نکردی؟

از همین روزها می ترسیدم. می بینید که چه روزگاری دارم واقعا قتل کار من نبود و خیلی ناراحت هستم که چنین اتفاقی افتاده است.

یعنی درگیری با مقتول را هم قبول نداری؟

قبول دارم که درگیر شدیم، اما ضربه کشنده را من نزده ام.

درگیری چطور اتفاق افتاد؟

راستش ما اصلا دنبال مقتول و دوستانش نبودیم، از آنها آدرس پرسیدیم. من و چند نفر از دوستانم می خواستیم شخصی به نام کامبیز را پیدا کنیم از چند جوان که آنجا نشسته بودند پرسیدم کامبیز را می شناسید، گفتند می دانیم کیست، اما خانه اش را نمی شناسیم بعد هم دعوا شد.

ولی این طور که تعریف کردی اصلا دلیلی برای دعوا وجود نداشت پس چرا درگیر شدید؟

من حالم خوب نبود. دارو خورده بودم و دهانم کاملا تلخ بود. آب دهانم را بیرون انداختم آنها فکر کردند قصد بی احترامی دارم. مقتول کسی بود که به من اعتراض کرد و من هم عصبانی شدم و به او حمله کردم اصلا نمی خواستم مشکلی برایش پیش بیاید.

قبول داری قمه همراه داشتی؟

بله، قبول دارم البته قمه نبود، نیمچه بود.

قبول داری به مقتول ضربه زدی؟

من یک ضربه به سمت سرش پرت کردم، اما ضربه ای که می گویند به شکمش خورده، کار من نبود.

بجز تو کسی دیگر هم سلاح سرد داشت؟

بله هم دوستان خودم و هم کسانی که با مقتول بودند، چاقو داشتند.

بجز تو کسی دیگر هم با مقتول درگیر شد؟

درگیری شدید بود. من نمی دانم ضربه توسط کسی دیگر هم به سمتش پرتاب شد یا نه، اما می دانم من فقط یک ضربه زدم و ضربه دوم کار من نبود.

تو که آنقدر اصرار داری قتل کار تو نبود، چرا زودتر خودت را تسلیم پلیس نکردی تا بتوانی ادعایت را ثابت کنی؟

بعد از درگیری من و دوستانم از محل رفتیم. چند ساعت بعد خواهرم تماس گرفت و گفت وحید چه اتفاقی افتاده که پلیس همه جا دنبال توست و می گویند آدم کشته ای. خیلی ترسیدم و گفتم من این کار را نکردم خواهرم گفت، اما می گویند تو این کار را کرده ای همین امروز و فرداست که دستگیرت کنند. من هم ترسیدم و فرار کردم.

خواهرت چگونه از ماجرا مطلع شده بود؟

البته او خواهرم نبود. دخترزن بابایم بود در واقع خواهر ناتنی ام بود، اما مثل خواهرم دوستش داشتم. او هم از این و آن شنیده بود.

اصلا چرا آن روز دنبال فردی به نام کامبیز می گشتی؟

او همین خواهر ناتنی ام را کتک زده بود.

این اتفاق چگونه رخ داد؟

روز حادثه کامبیز با خواهر ناتنی و نامادری ام دعوا کرده و آنها را کتک زده بود. وقتی آنها را گریان دیدم، خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم در حمایت از آنها با کامبیز دعوا کنم. نمی دانستم آدرسش کجاست به همین دلیل دنبالش می گشتم که این اتفاق افتاد.

بالاخره کامبیز را پیدا کردی؟

نه نتوانستم. بعد از آن درگیری دیگر دنبالش نرفتم.

کامبیز چرا خواهر و نامادری ات را زده بود؟

به خواهرم متلک گفته و خواهرم هم جوابش را داده بود. کامبیز هم ناراحت شده و آنها را کتک زده بود او جوان شروری بود و خیلی دعوا می کرد.

در این مدت که فراری بودی، به کجاها رفتی؟

از تهران خارج شدم. در شهرستان زندگی می کردم. بعد از چند سال هم که برگشتم با شخصی دعوا کردم و بازداشتم کردند. بعد هم که در زندان متوجه شدند فرد دیگری را هم زده ام، حکم بر بازداشت موقت دادند و اتهام قتل عمد را تفهیم کردند.

شاهدان می گویند زمانی که درگیری اتفاق افتاد این تو بودی که به سمت مقتول حمله کردی. حتی گفته اند وقتی آب دهانت را به زمین انداختی او محترمانه به تو اعتراض کرد، اما تو حمله کردی چرا؟

من او را نمی شناختم و هیچ درگیری با هم نداشتیم در آن زمان دارو خورده و مواد هم زده بودم حال درست و حسابی نداشتم. اگر حالم سرجایش بود، این کار را نمی کردم. ضمن این که دوباره تاکید می کنم ضربه ای را که به شکمش خورده، من نزدم.

تو و دوستانت دیدید که چه بر سر مقتول آمده است، اما به او کمک نکردید، چرا؟

ما ترسیده بودیم من اصلا نمی خواستم او کشته شود. مشکلی با هم نداشتیم که بخواهم این کار را بکنم. من برای اتفاقی که افتاد واقعا متاسفم، اما قتل کار من نبود و این اتهام را قبول نمی کنم.

گفتی می دانستی یک نفر کشته شده و پلیس به دنبال توست. با این حال بعد از چند سال دوباره دعوا کردی و زندانی شدی. این نشان می دهد واقعا از اتفاقی که برایت افتاده، عبرت نگرفتی و دوباره دعوا کردی ممکن بود این بار هم کسی کشته شود.

دعوایی که کردم خیلی جدی نبود من با چاقو کسی را نزده بودم بعد از آن ماجرا دیگر چاقو با خودم حمل نمی کردم با این که آن قتل کار من نبود، اما مرا متهم کرده بودند که مرتکب قتل شده ام به همین دلیل هم دیگر چاقوکشی نمی کردم، اما قبول دارم آدم عصبی​ای هستم. دست خودم نیست و نمی توانم خودم را کنترل کنم. قبول دارم کار بدی کردم. اگر دعوای دوم اتفاق نمی افتاد من این طور گرفتار نمی شدم. حتی شناسایی شدنم هم شانسی بود. مرا لو دادند و پلیس هم مدارک را علیه من کامل کرد.

می دانی اولیای دم درخواست قصاص کرده اند و خواهان اجرای حکم هستند.

بله، می دانم در دادسرا درخواست خود را مطرح کردند. وقتی پدر مقتول را دیدم به او گفتم قتل را قبول ندارم، اما حرفم را قبول نمی کند و می گوید وقتی قانون تو را قاتل تشخیص داده بنابراین نمی توانی قتل را انکار کنی. به هر حال او هم دنبال قاتل بچه اش است به او حق می دهم، اما من قاتل بچه اش نیستم.

اگر تو را قاتل تشخیص دهند و محکوم به قصاص شوی، باز هم روی حرفت خواهی بود؟ حاضر نیستی دیه بپردازی و درخواست بخشش کنی؟

من هیچ کس را ندارم. نه پدر دارم و نه مادر نه خواهر و برادر. نامادری و خواهر ناتنی ام هم دنبال زندگی خودشان هستند، البته آنها هم هیچ پولی ندارند که کمکم کنند. واقعا نمی توانم کاری بکنم؛ چون خودم هم آدم فقیری هستم و آهی در بساط ندارم. با این حال به این موضوع تاکید دارم و قسم می خورم قتل کار من نبود و ضربه ای که به شکم مقتول برخورد کرد، من نزدم.

قصد عذرخواهی از ولی دم را نداری؟

از این که دعوا کردم، معذرت می خواهم. اگر ثابت شود قتل کار من بوده، درخواست بخشش می کنم. هرگز دروغ نمی گویم، من فقط یک ضربه به سر مقتول زدم و اگر آن ضربه باعث مرگ شده، قبول می کنم، اما آن ضربه کشنده نبود. درست است که آدم خطاکاری هستم، اما واقعیت را می گویم.

هنوز هم معتاد هستی؟

ترک کرده ام. در زندان موادی نیست که بکشم و بعد از چندماهی هم ترک کردم و حالا پاک شده ام. با این حال دارم تاوان کاری را که کردم پس می دهم. خیلی سختی می کشم واقعا تحمل این روزها برایم خیلی سخت است.

اخبار حوادث – جام جم

:: Information 407
موضوع : اخبار سایت
تاریخ بروزرسانی : ۸ خرداد ۱۳۹۳
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25199 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما