ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25399 پست
:: ورودی گوگل امروز : 1 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۵/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

پذیرش خانواده می تواند شرایط را برای مشروعیت یافتن،کنترل و مدیریت بهتر این روابط و در نتیجه سالم سازی آن‌ها فراهم کند و عدم پذیرش خانواده‌ها بالعکس به واکنش‌های غیر عقلانی جوانان منجرشده و شرایط بسیار حادی را ایجاد می‌کند که دیگر آزادی نیست بلکه بیماری و آسیب است وبه همه ضربه خواهد زد.

خانواده ها و قربانیان تجاوز بر این باورند که صحبت درباره این مسائل به نوعی بازی با آبروی قربانی است، آیا این مساله ریشه در شرم، حیا، آبرو، سنت و مذهب دارد؟

باز هم باید تکرار کنم دین و مذهب نیستند که با این مسائل تابویی دارند بلکه این سنت‌های قدیمی هستند که در خانواده‌ها از دوره های پیشین وجود داشته اند.

برخی از این افکار و عقاید، نشات گرفته از سنت‌هایی بسیار خشن و قومی است و گاه حتی در شهرها از مجازات کردن جانیان صرف‌نظر می‌کنند تا «آبروی » خانواده، قبیله یا جماعت، به خطر نیافتد در حالی که به عقیده من باید از جرایم و جنایاتی مانند تجاوز و فشارهای جنسی کاملا تابو زدایی کرد وهمچون جنایات دیگر و البته وخیم‌تر و حادتر، آن را در نظر گرفت و برایمان مشخص باشد که قربانی کیست و مجرم چه کسی.

امروزه بسیاری از جوانان دیدگاه های روشن تری دارند و قربانیان تجاوز و فشارهای جنسی را مجرم نمی شمارند و آمادگی روحی آن را دارند که با این جرایم برخورد کنند. قانون نیز باید به شدیدترین شکل ممکن با این جرایم برخورد کند .

به نظر من مجازات جرایمی مثل تجاوز، اسیدپاشی واصولا خشونت علیه زنان، کودکان و افراد ضعیف جامعه، باید جزو شدیدترین قوانین موجود باشد و البته درکنار برخورد قانونی، ریشه های اجتماعی را هم به صورت دقیق و بدون تابو ایجادکردن، بررسی و به سمت حل آن گام برداریم. به اعتقاد من تجاوز خشونت آمیز و بیرحمانه تفاوتی با قتل نفس ندارد و حتی از آن بدتر است. قربانی باید دراین حالت دارای محیطی اجتماعی باشد که به او اجازه دهد بی واهمه از جنایتی که به او ضربه زده، سخن بگوید نه آنکه خود را مجرم بشمارد. متاسفانه در برخی پهنه های قومی، قبیله ای و سنت‌گرا هنوز چنین رویکردهایی در کشور ما وجود دارد که باید به شدت با آن‌ها نیز برخورد شود.

به طور کلی بعد از بروز این حوادث بهترین واکنش از طرف قربانی و خانواده اش چیست؟

در همه این موارد باید شکایت شود. حتی موضوع، بدون ذکر نام و احترام گذاشتن به محرمانه بودن پرونده‌ها،رسانه ای شود. البته در این رسانه ای شدن، باید خطوط قرمز را رعایت کرد. در صورتی که قربانیان مایل نیستند نام و تصویری از آن‌ها منتشر شود، این کار صورت نگیرد.

اما در مورد مجرمان برعکس به نظر من باید شدت عمل بیشتری نشان داد و این افراد برای همیشه در کارنامه خود این جنایات را داشته باشند و اصولا در مورد جرایمی مثل تجاوز به عنف، اسید پاشی یا خشونت علیه کودکان، شدت مجازات باید حداکثری و حداقل محرومیت دائم یا بسیار طولانی مدت از جامعه باشد. ما در جامعه ای زندگی می‌کنیم که به شدت مردسالار و مستعد این گونه جنایات هستند. بنابراین باید برای مقابله با آن‌ها از همه ابزارها استفاده کرد. فعالیت‌های اجتماعی، مطالعات و برنامه‌های تربیتی و جامعه شناختی و… در درازمدت پاسخ می دهند و هر اندازه جامعه سالم‌تر و باز‌تر و میزان آزادی‌ها و اخلاق بالاتر باشد، کمتر شاهد این مسائل خواهیم بود اما در کوتاه مدت باید شدت عمل قضایی، حداکثری باشد.

در این موقعیت آیا می توان استدلال کرد که آبرو با شرم و حیا در یک خط مستقیم به هم ربط پیدا می‌کنند ؟

دقیقا همین طور است و البته آبرو ممکن است با شکایت نکردن به ظاهر، حفظ شود اما در واقع آن خانواده اخلاق خود را از دست خواهد داد و این سکوت بی شک سرانجام خوبی برایشان نخواهد داشت، حتی شاید آنان را به نابودی بکشاند.

:: Information 195
تاریخ بروزرسانی : ۷ دی ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25302 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما