ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

همه چیز از یک آلرژی شروع شد

همه
چیز از آلرژی مادر شروع می‌شود؛ حساسیت‌هایی که بودنشان انقدر برای او
آزار دهنده می‌شود که گذران اوقات را با وجود دست و پنجه نرم کردن با دیگر
بیماری‌ها بیش از پیش سخت می‌کند. آصفه دختر بزرگ خانواده، گرافیست است و
با دیدن شرایط مادر بیکار نمی‌نشیند و برای بهبود اوضاع مادر دست به کار
می‌شود و با کمک رنگ‌آمیزی به سراغ مادر می‌رود تا جایی که به قول خود خانم
صراف از یک جایی به بعد نقاشی برای مادرش نه صرفا یک سرگرمی که حکم یک
تراپی و روش درمانی را پیدا می‌کند تا جایی که میل خانم صراف به این کار به
قدری زیاد می‌شود که حتی موقع بستری بودن در بیمارستان هم دست از نقاشی
کردن و رنگ زدن نمی‌کشد «در روزهایی که مادر دچار این نوع آلرژی بود و اذیت
می‌شد من به مرکزی می‌رفتم و به بچه‌های معلول ذهنی نقاشی یاد می‌دادم
می‌دیدم که این بچه‌ها با نقاشی از همان لحظه اول چقدر آرام می‌شوند و همه
این اتفاقات در ایامی بود که من به پیش مادر می‌آمدم و این نقاشی‌ها را به
او نشان می‌دادم تا اینکه تصمیم گرفتم برای اینکه حواس مادر را از
بیماری‌اش پرت کنم برایش کاغذ و رنگ بگیرم در کارهای اولیه خودم برایشان
طرح بزنم و مادر رنگ کند مثلاً بود شب‌هایی که برای مادر طرح‌های اولیه را
می‌کشیدم و می‌دیدم که مادر فردایش به من زنگ می‌زد و می‌گفت: شش تا رنگ
زرد و فلان رنگ سبز را بخر از آنجایی هم که مادر شب‌های نمی‌خوابند وقتی یک
کار را به او می‌دادم بلند که می‌شدم می‌دیدم که کار را تمام کرده است و
روز به روز شوقش برای انجام این کار بیشتر می‌شد.»

هیچ وقت آن رنگ زرد مادر را پیدا نکردم

اولین
چیزی که در خانه «رأفت صراف» برایتان از نقاش بودن او حرف می‌زند میز پر
از رنگی است که در کنار تخت مادربزرگ جا خوش کرده و روی آن پر است از
خودکارهای رنگارنگ، از طیف رنگ‌های گوناگون از سبز پررنگ، کمرنگ و چمنی و
چناری گرفته تا زرد طلایی و زرد قناری، رنگ‌های مختلفی که خانم صراف برای
استفاده از هرکدامشان ساعت‌ها وقت می‌گذارد و برای ترکیب و انتخابش زمان
صرف می‌کند. «یادم می‌آید که مادر برای پیدا کردن یک رنگ زرد تا مدت‌ها به
من سفارش می‌داد که آن را برایش از بیرون تهیه کنم چند نمونه هم برایش
خریدم، ولی دست آخر به من گفت که هیچ کدام از این زرد‌ها آن زردی نبوده که
او می‌خواسته است. (با خنده)»

:: Information 232
تاریخ بروزرسانی : ۸ خرداد ۱۳۹۶
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما