ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25270 پست
:: ورودی گوگل امروز : 7 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۹/۰۳/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

خانواده ایرانی – عبداله نیکومنش: همه ما فرزندانمان را دوست داریم . آنها عزیزترین کسانی هستند که ما در زندگی خود داریم . برایشان بهترین آرزوها را داریم و عمیقا مایلیم فرزندانمان در همه ابعاد بهترین باشند و فردی موفق در زندگی خود .

همه والدین دوست دارند فرزندشان با بچه های دیگر متفاوت باشد ، بهترین باشد ، نابغه ای که از همه همسالان باهوشتر است ، مورد توجه دیگران است و در میان فرزندان اقوام و آشنایان و اطرافیان چون گوهری می درخشد !

قسمت عمده ای از درآمد خانوارهای متوسط به بالا نیز در کشور صرف تربیت فرزندان می شود ، از کلاسهای گوناگون فوق برنامه تا مدارس غیر انتفاعی و بسته های آموزشی و تقویت هوش !

پروژه نابغه سازی را متوقف کنید!

اما آیا تا کنون با خود اندیشیده ایم که این امر واقعا تا چه حد امکانپذیر است ؟

اینکه ما تمام تلاش خود را برای رشد و تربیت هرچه بهتر فرزندانمان بکار بگیریم هیچ ایرادی ندارد و اصولا یکی از وظایف والدین است .

اما اینکه بدون در نظر گرفتن استعداد و توان خدادادی و ظرفیت فرزندمان و صرفا با نگاه تک بعدی به امکاناتی که در اختیار او قرار داده ایم ، از او انتظاراتی داشته باشیم که در توان او نیست و یا اصولا لازم نیست که فردی واجد همه این شرایط و توانایی ها و استعداد ها باشد ، درست است ؟

حتما سراغ دارید بچه هایی را که پدر و مادرهایشان آنها را از صبح تا شب از این کلاس به آن کلاس و از این آموزشگاه به آن اموزشگاه به دندان می کشند ، و انتظار دارند نابغه ای بسازند که هم فرانسه می داند ، هم انگلیسی ، هم استاد نقاشی است و هم پیانیستی زبده ، هم شناگری ماهر است هم والیبالیستی در حد تیم ملی و از همه مهمتر ، در آینده ای نه چندان دور عکس او را درمیان ده نفر اول کنکور سراسری خواهیم دید !

شاید در ابتدا و در مراحل آولیه آموزش این امر خوشایند به نظر برسد . و وقتی فرزندشان در میان همسالان خود نتهای موسیقی را می داند ، آهنگ مبارک باد را می نوازد ، یک اتود نقاشی میزند و یا چهار کلمه به فرانسه می گوید ،‌بسیار به خود و فرزندشان ببالند .

اما فکر میکنید تا کجا میتوان ادامه داد ؟‌ بی تردید روزی خواهد رسید خود و فرزندتان از اینهمه کلاس خسته شده اید ، فرزندتان به سرعت روزهای اول پیشرفت نمی کند و همین عدم پیشرفت شما و او را سرخورده و نا امید کرده است .

آرام آرام از تعداد کلاسها کم میشود ، و کار به جایی میرسد که فرزند شما تمایلی به انجام امور درسی و آموزشی روزمره خود نیز ندارد ، زیرا نا امید ،‌ بی اعتماد به نفس و سرخورده شده است . والدین این را به راحتی درک نمیکنند ، باز هم کلاس بیشتر وفشار مضاعف ، که نتیجه ای معکوس در پی دارد .

کوچکترین اثر این موضوع احساس شرمساری است که بعدها و در میان جمع برای شما و فرزندتان روی خواهد داد که اصولا چندان مشکلی نیست .

مشکل اصلی اینجاست که عدم موفقیت در همه این زمینه ها ، که طبیعی هم هست ، اعتماد به نفس فرزند شما را به شدت کاهش داده و او را از پیشرفت طبیعی در مسیر زندگی خود نیز بازخواهد داشت .

دوستی را به یاد می آورم که خواهر و برادر بزرگترش دانشجوی پزشکی بودند . او با ما در دبیرستان فرزانگان همکلاس بود و مدام به او القا شده بود که خواهر و برادر عادی تو دانشجوی پزشکی هستند ، تو که در فرزانگان درس میخوانی خدا می داند که صاحب چه استعدادی هستی و به کجا باید برسی .

بنده خدا از روز اول دبیرستان دغدغه کنکور و المپیاد و هزار مسئله دیگر داشت . سال آخر دبیرستان به خاطر فشارها و استرس های وارد شده اختلال روانی پیدا کرد و نهایتا در یک رشته کاردانی ، آنهم با مکافات ادامه تحصیل داد !

فراموش نکنیم :

۱- خداوند به هر کس به اندازه ای بهره ای از هوش و استعداد و توان یادگیری داده است .
هیچکس نه میتواند و نه اصولا نیت این را دارد که منکر اثر آموزش و پیگیری آن در افراد شود ، اما آیا میتوان پذیرفت که هر آموزشی در هر سطحی و برای هر کسی موثر باشد و او را در هر آنچه آموزش دیده توانمند سازد ؟

۲- ضرورتها را تشخیص دهید و در همان حد برای فرزندان زمینه آموزش و یادگیری را فراهم کنید . خوب است که فرزند شما ورزش کند و یک رشته ورزشی مناسب را دنبال کند ، اما قرار نیست او مانند قهرمانان المپیک دوران باستان در همه رشته های ورزشی نام آور باشد !

به یاد داشته باشید ورزش در یک رشته مناسب جهت حفظ سلامتی برای فرزند شما کافیست .دانستن زبان انگلیسی یک ضرورت است . اما قرار نیست فرزند شما مثل بلبل انگلیسی حرف بزند و همزمان آلمانی و فرانسه را هم بداند .

مگر او کیست ؟ نکند چون فرزند شماست باید حائز همه این شرایط باشد ؟ ! ؟ بگذارید کودکانتان قدری کودکی کنند !

۳- به فرزندان اجازه بدهید شکست و ناکامی را در زندگی خود تجربه کند .
اینکه شما مدام او را در سایه حمایت خود بگیرید ، جلوی شکست خوردن او را بگیرید و خرابکاریهایش را بدون اینکه آب در دلش تکان بخورد ترمیم کنید نمی تواند تا ابد ادامه پیدا کند .

هم توان شما محدود است و هم اصولا همیشه در زندگی او نخواهید بود . فرزند شما روزی مستقل خواهد بود ، در این جامعه زندگی خواهد کرد و بی تردید طعم ناکامی و شکست را خواهد چشید .

طوری رفتار کنید که ظرفیت ، آمادگی و توان مقابله با این موضوع را داشته باشد ، در غیر اینصورت با اولین تلنگری که شما در کنارش نباشید ، فروخواهد ریخت .

۴- و نهایتا فراموش نکنید ، ما والدین فرزندانمان هستیم ، نه خداوند فرزندانمان .
وظیفه ماست در حد توانمان در تربیت و موفقیت آنان کوشا باشیم . سهمی از موفقیت ها و ناکامی ها را برای فرزندانمان باقی بگذاریم .

:: Information 409
موضوع : فرزندان
تاریخ بروزرسانی : ۵ آبان ۱۳۹۳
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25173 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما