ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25256 پست
:: ورودی گوگل امروز : 15 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۷/۰۳/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

akhlagh1کی به همه آرزوهایمان می رسیم؟!

همه ما آرزوهای کوچک و بزرگی را در سر می پرورانیم از آن جمله رسیدن به بالاترین مقاطع تحصیلی، رسیدن به بیشترین درآمد و حقوق، اخذ پست ریاست، خرید خانه ای بزرگ با بهترین امکانات در بالای شهر و  الی تا بی نهایت، غافل از آنکه شاید این امور، آرزویی بیش در دلمان نباشد اما چه ها که با زندگیمان نمی کند؟ اگر شما نیز آرزوهای دور و دراز (طول امل) دارید با ما همراه باشید.

سوال

آرزوهای تمام نشدنی ما

آرزوهای دراز مدت خیالات واهی و ملعبه ی خیال است که ذهن خیالباف انسان هی نقشه های طولانی غیرعملی می کشد و به تعبیر قرآن فریب و غرور و سراب است و آدمی به دنبال سراب می دود. در این میان می بایست توجه نمود که امید غیر از آرزوست. امید داشتن به امر و یا چیزی غیر از آرزو داشتن آن است.

فرق امید و آرزو

تفاوت بین آرزو و امید، در این است که امید، عبارت است از خواستن مطلوبى که در آینده، قابل تحقّق است و چون قابل تحقّق است، ضرورتاً بر واقعیات و یا آنچه که قابل تبدیل به واقعیات باشد، استوار است. لذا امید، آن پدیده روانى اى است که هر چه بیشتر بر واقعیات و حقایقْ تکیه داشته باشد، مفیدتر و محرّک تر خواهد بود. لذا آرزو، نوعى خواستن است که «خواسته شده» فعلاً تحقّقى ندارد و از عوامل و عللى که ممکن است آن «خواسته شده» را در آینده، تحقّق ببخشد اثر و نشانى وجود ندارد. به همین جهت است که انسان براى آرزوهاى دور و دراز، مجبور است انرژى هاى مغزى خود را در ساختن مصنوعى علل و عوامل و جابه جا کردن حقایق و حذف و انتخاب نامعقول واقعیات، مستهلک نماید.

در صورتى که این نیروها و انرژى هاى به کار رفته شده، ممکن است آرمان هاى بسیار مفیدتر و ضرورى تر از آن خواسته هاى آرزویى را تحقّق ببخشد آنچه نا بجا و ناشایست است، آرزوهاى طولانى و خیال پردازانه دنیوى است.

پس مۆمن واقعى، با این که همیشه امیدوار است، آرزوهاى پست دنیوى را نیز در مغزش جاى نمی دهد. دین که جلوی طول امل را می گیرد نه این است که جلوی مطلق آمال را می گیرد بلکه جلوی شاخه های زائد را می گیرد، نظیر این است که درخت را هرس می کنند؛ همان طوری که احتیاج به باغبان یکی از جهت همین هرس کردن است. باغبان هم ریشه را تقویت می کند و پای درخت را نرم می کند، به موقع آب می دهد و کود می دهد، در عین حال هرس می کند و نباید چنین پنداشت که این دو عمل متناقض است.

امام علی علیه السلام که فرمودند: آیا کسانى را که آرزوهاى دور و دراز دارند، و بناهاى استوار مى‏افرازند، و مال فراوان گرد مى‏آورند ندیده‏اید که چگونه خانه‏هاشان گورستان شد، و آنچه گرد آورده بودند از دست رفت؛ مال هاشان به وارثان رسید، و همسرانشان بهره دیگران شدند

علت ایجاد طول امل

دو سبب کلی می توان برای ایجاد آرزوهای دور و دراز در نظر گرفت: یکى نادانى و دیگرى دنیا دوستى، مهمترین عامل و انگیزه طول امل، و سرچشمه درازى آرزو، محبّت و علاقه به دنیاست. چون انسان با دنیا و لذّات آن انس پیدا کرد، مفارقت و جدایى از آن سنگین مى‌گردد، و دوست مى‌دارد که دوام داشته باشد. پس هرگز در مورد مرگ فکر نمى‌کند، که باعث مفارقت و جدایى از دنیاست. و اسباب و شرایطى که فرض مى‌کند در بقاى آن مۆثّر است، مانند فرزند، مال و وسایل و ابزار زندگى گردآورى مى‌کند، و فکر او مستغرق این مسائل می شود.
آرزو

ولى مرگ هرگز به فکرش خطور نمى‌کند و هر وقت از شغلى فراغت یافت، شغل دیگر، بلکه شغل هاى دیگرى برایش پیش مى‌آید، تا آنکه پیک اجل او را ناگهان درمى‌یابد، در حالى ‌که او غافل از مرگ و حاضر و آماده آن سفر نیست. امّا نادانى چنین است که انسان متکى به جوانى خود بوده و مرگ را با وجود جوانى بعید مى‏داند، و گاهى به دلیل تندرستى، مرگ را بعید مى‏شمارد. از عوامل دیگر آن خوردن حرام و اجتناب ننمودن از حرام و مغشوش، مسامحه کردن در فرایض و واجبات، سهل گرفتن آن ها، خواه ترک کردن، یا کردن و خوب نکردن، و آداب و قواعد آن را اهتمام ننمودن و فرو رفتن در ملاهى و مکروهات، و کارهاى لغو و بى‏فایده کردن است.

آروزهای دراز را علاج کنیم

علت طول امل نادانى و حبّ دنیاست، امّا نادانى را به وسیله اندیشه صحیح از دلى آگاه و با شنیدن موعظه و حکمت برخاسته از دل هاى پاک مى‏شود برطرف کرد. امّا علاج حبّ، آن است که باید محبت دنیا را از دل بیرون برد و این کارى است دشوار! و آن درد سختى است که اولین و آخرین از معالجه آن درمانده‏اند، و هیچ راه چاره‏اى ندارد، جز ایمان به روز قیامت، و باور داشتن کیفر سخت و پاداش فراوان در عالم آخرت، و هر گاه چنین یقینى در دل حاصل شد، محبت دنیا از دل بیرون مى‏رود.
مهمترین عامل و انگیزه طول امل، و سرچشمه درازى آرزو، محبّت و علاقه به دنیاست. چون انسان با دنیا و لذّات آن انس پیدا کرد، مفارقت و جدایى از آن سنگین مى‌گردد، و دوست مى‌دارد که دوام داشته باشد. پس هرگز در مورد مرگ فکر نمى‌کند، که باعث مفارقت و جدایى از دنیاست. و اسباب و شرایطى که فرض مى‌کند در بقاى آن مۆثّر است، مانند فرزند، مال و وسایل و ابزار زندگى گردآورى مى‌کند، و فکر او مستغرق این مسائل می شود
ثمرات طول امل

طول امل با خود چهار خصلت را به دنبال دارد:

۱)‌ کسالت و ترک طاعت خدا، چرا که شیطان او را فریب می دهد که فرصت بسیار است و عمر دراز و در پیری عبادت بسیار می توان نمود و جوانی را باید صرف عیش و طرب کرد.

۲) ترک توبه، توبه را نیز به گمان آنکه مهلت خواهد یافت به تأخیر می اندازد.

۳)  حرص بر جمع مال، چون گمان می کند عمر بسیار خواهد کرد به اندازه آن به تحصیل مایحتاج می پردازد و اعتماد بر خدا ندارد.

۴) قساوت قلب و فراموشی آخرت، امام على علیه السلام می فرمایند: اى مردم! بیشترین ترس من بر شما از دو چیز است: یکى پیروى هواى نفس و دیگرى آرزوهاى طولانى؛ امّا پیروى هواى نفس، انسان را از راه حق باز مى دارد و آرزوهاى طولانى، آخرت را از یاد مى برد.

۵) زحمت و آزار در دنیا، چرا که هر که طول‏ امل‏ دارد، همیشه در فکر است که کجا رود و کجا بفروشد و خانه به چه شکل بسازد و زن به چه صورت در حباله خود درآورد، و در عین این فکرها و هوس ها، مدّت عمر منقضى شده.

۶) حسرت، اگر شما آرزویى نداشته باشید، ناراحتى اى هم نخواهید داشت. آن جا که آرزویى وجود داشته باشد، خواسته یا خواسته هایى مطرح مى شوند و آنجا که این خواسته، تحقّق نپذیرد، ناخشنودى، به سراغ انسان مى آید.

و سخن آخر از زبان امام علی علیه السلام که فرمودند: آیا کسانى را که آرزوهاى دور و دراز دارند، و بناهاى استوار مى‏افرازند، و مال فراوان گرد مى‏آورند ندیده‏اید که چگونه خانه‏هاشان گورستان شد، و آنچه گرد آورده بودند از دست رفت؛ مال هاشان به وارثان رسید، و همسرانشان بهره دیگران شدند.

منابع:

۱)عین الحیات، ج۱، مجلسی

۲)اربعین، شیخ بهایی

۳)آه سرد، محمد علی سروش

۴)یادداشت های استاد مطهری، ج۱

۵)کیمیای سعادت، امام محمد غزالی

۶)مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، ترجمه تنبیه الخواطر

۷)شرح مصباح الشریعه، ترجمه عبد الرزاق گیلانى

:: Information 372
موضوع : رذایل
تاریخ بروزرسانی : ۱۷ مرداد ۱۳۹۳
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25159 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما