ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 25424 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۳۱/۰۴/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

آب کارون در نهایت به تالاب شادگان می ریزد. اگر از سرچشمه های کارون آب کمتری وارد کارون شود چه تاثیری دارد؟

-از آب آنجا برای مزارع نیشکر استفاده می کنند. پساب نیشکر، بن آب است و این بن آب به کارون می ریخت. گفته شد که آب مزارع نیشکر به تالاب شادگان بریزد. هر چه آب رودخانه ها کمتر شود در پایین دست، میزان کشت کمتر می شود و پوشش گیاهی کم می شود.

در استان خوزستان، چاه های آب زیادی تاسیس کرده اند. در دشت ها نیز چاه های زیادی ایجاد کرده اند. به همین دلیل سطح آب پایین رفته است و دشت ها خشک شده اند. قبلا در استان خورستان، چاه وجود نداشت. یک سوم آب ایران به خوزستان می ریخت. آب رودخانه های کارون، کرخه، دز، جراحی و زهره به خورستان می ریخت.

در سال ۱۳۷۲ اینقدر آب کارون زیاد بود که خیابان های اهواز زیر آب رفته بود. در سال های اخیر چاه ایجاد کرده اند. وقتی چاه می زنند باعث می شود دشت ها خشک شود. یکی از پیامدهای تاسیس چاه این است که پوشش گیاهی را خشک می کند و باعث بیابان زایی می شود.

پس یکی از علل بروز ریزگرد، تاسیس چاه است. حدود ۲۷۰ دشت را به عنوان دشت ممنوعه اعلام کرده اند. یعنی کسی حق ندارد برای کشاورزی چاه بزند ولی برای مصرف شهر و روستا می گذارند. قبلا از چاه نیمه عمیق استفاده می کردند ولی بعدا گفتند بیش تر آب می خواهیم. چاه ها از نیمه عمیق به عمیق تبدیل شد و در حقیقت آب را غارت کردند.

من در یکی از کتاب هایم در سال ۱۳۶۳ این موضوع را مطرح کردم. در رفسنجان چاه آب با عمق ۴۰۰ متر ایجاد کرده اند. حتی در جهرم چاه با عمق ۶۰۰ متر ایجاد کرده اند. این چاه ها، قنات ها را هم خشک کرد.

در وبلاگ «مهار بیابان زایی» درباره تاثیر عوامل تشدید کننده جریان بیابان زایی نظرسنجی اینترنتی انجام شده و ۲۳۰۰ نفر نظر داشرکت کرده و در بین ۱۰ عامل بیش ترین رای را به عامل فقر مدیریتی داده اند با ۴۵ درصد و برای انتقال آب بین حوضه ای که بر بیابان زایی تاثیر می گذارد دو و ۴ دهم  درصد رای داده اند و سدسازی در رتبه دوم است با ۲۱٫۸ درصد.

-عامل اصلی در بیابان زایی، فقر مدیریتی و مدیریت غلط است. برخی هم می گویند آمریکا سدهای خود را تخریب کرده است. این موضوع درست نیست. چرا باید سد را خراب کنند. اگر دریچه های آب سد را باز کنند می توانند به زمین های پایین دست سد، آب بدهند.

یک عده طرفداران افراطی محیط زیست می گویند سد بد است. در صورتی که همین سیلاب هایی که راه افتاد هر جا سد داشت کسی را نکشت و زمین ها را نشست. یکی از محاسن سد این است که سیلاب ها را مهار می کند.

وقتی سد ساخته می شود بخشی از آب آن در زمین نفوذ می کند. در زمانی که سد درودزن را در شمال غربی مرودشت و در منطقه درودزن ساختند کل آن منطقه آب لمبو شد. برخی خود را طرفدارمحیط زیست می دانند ولی متوجه بعضی مسائل نیستند. برای مثال می گویند سد زاینده رود باعث شد باتلاق گاوخونی خشک شود. در حالی که با ساختن سد زاینده رود، آب را ذخیره کردند. زاینده رود اصلا سال ها در فصل تابستان آب نداشت.

بعد از ساختن سد زاینده رود، اگر مدیریت صحیح وجود می داشت سهم آب باتلاق گاوخونی را می داد، سهم روستاهای هرند و ورزنه در شرق استان اصفهان را هم می داد تا کشاورزی خودشان را داشته باشند. آبی هم که در سد می ماند به شهر و صنعت داده می شد. در نتیجه توسعه پایدار داشت.

اما گفتند اول به شهر آب بدهیم. پشت سر آن هم به صنعت آب دادند. به همین دلیل آب به بخش کشاورزی نمی رسد یا آب کمتری می رسد.

به طور مشخص نظر شما در مورد انتقال آب بین حوضه ای چه هست؟

-من در سال ۱۳۹۲ در مصاحبه ای گفتم هر استانی را که می خواهید نابود کنید به آن آب بدهید. برای این که وقتی به جایی آب را انتقال می دهیم و بعد آب را به شهرها و استان های مختلف می دهیم به مردم این شهرها و استان ها نمی گوییم آب مال جای دیگری است و باید صرفه جویی کنید.

جایی که آب به آن انتقال داده شده است احیا نشده است. می گویند اگر بچه ای را می خواهید بیچاره کنید به او پول زیاد بدهید. در استان های اصفهان و یزد، آب را به شهر و صنعت دادند و ۹۰ درصد روستاهای یزد خالی از جمعیت شد. اگر به کشاورزان آب می دادند کار خوبی بود و باعث می شد ساکنان روستاها به شهر مهاجرت نکنند.

انتقال آب و با مدیریت غلط باعث شد که روستاها تخلیه شوند و ساکنان روستاها به شهر مهاجرت کنند و باز آب کم بیاوریم.

چرا از زمان شیخ بهایی در دوره صفویه دنبال این بودند که انتقال آب بین حوضه ای انجام بدهند و آب را به زاینده رود انتقال بدهند؟

-انتقال آب بین حوضه ای از صدها سال پیش انجام شده است. اما در قرن های گذشته امکانات کم بود. آب کم بود و نیاز داشتند انتقال آب را انجام بدهند. بعضی ها می گویند در قدیم هم تشخیص دادند که سد خوب نیست و بنابراین سد تاسیس نکردند. در حالی که آن موقع امکانات نبود و سیمان نداشتند ولی حتی در دوره قبل از اسلام سد کوچک ساختند.  قبلا به سد می گفتند بند.

بند بهمن، اولین سدی است که ساخته شده و مربوط به ۲ هزار سال پیش است. این سد را در ۳۵ کیلیومتری جنوب شیراز و در منطقه کوار و روی رودخانه قره آقاج ساختند و با استفاده از سنگ و ملات  ساروج. با ایجاد کانالی از آب بند(سد) برای کشاورزی استفاده می کردند.

شما گفتید که اگر به جایی آب انتقال بدهیم آنجا را خراب می کنیم.

-ما وقتی آب انتقال می دهیم باید بگوییم صرفه جویی کنند. مدیریت ما غلط است و کارها را ناتمام انجام می دهد. رود قزل اوزن از ۴ استان می آید و به سد سفیدرود در استان گیلان می ریزد. می خواهند سدهای زیادی روی آن تاسیس کنند. من مخالف این نوع سد ساختن هستم.

ما اول باید ببینیم مردم یک منطقه به درستی از آب استفاده می کنند یا نه. اول باید مردم را تشویق کنیم که کمتر آب مصرف کنند و شیر کم مصرف و دوش کم مصرف به مردم بدهیم و شیر آبیاری قطره ای بدهیم.

آب گرفتن از جای دیگر مثل وام گرفتن است. وقتی که وام بگیریم چون باید بهره آن را بدهیم بیچاره می شویم.

اگر انتقال بین حوضه ای برای مصرف انسانی باشد و مثلا از سرچشمه های کارون برای یزد و کرمان آب برود از دید شما اشکال دارد؟

-ما اگر آب انتقال می دهیم باید شیر و دوش کم مصرف هم به مردم بدهیم و صرفه جویی در مصرف آب اتفاق بیفتد. این که می گویند بخش کشاوری ۹۲ درصد آب را مصرف می کند درست نیست. در شهر، چمن می کارند و برج می سازند. همه اینها باعث می شود مصرف آب زیاد شود.

اولا ۲۰ درصد از آب تهران برای کشاورزی می رود و در کرج ۱۰ درصد می رود. من قبول دارم که کشاورزان آب را هدر می دهند ولی چطور؟ من خودم در چند روستا زمین کشاورزی دارم. ما الان در هر هکتار ۲ تن گندم تولید می کنیم ولی آلمان ۱۳ تن تولید می کند. پس کشاورز ما آب را هدر می دهد. اما در اصل وزارت کشاورزی ما مقصر است.

بعضی ها می گویند در میزان آب انتقال یافته از سرچشمه های کارون به زاینده رود اغراق شده  و آب زیادی وارد خورستان می شود.

 -این طور نیست که اغراق شده باشد. الان می خواهند برای شهر کرمان از کوهرنگ آب ببرند. پر آب ترین نقطه ایران، چهار محال و بختیاری است ولی چاه های آب مرکز آن استان یعنی شهرکرد الان آب ندارد و خشک شده.

گفته می شود که در دشت های دنیا معمولا ۴۰ درصد از منابع آبی استفاده می کنند و ما ۸۰ درصد استفاده می کنیم. در حالی که به نظر من اصلا وزارت نیرو نمی داند که چقدر آب زیر زمینی داریم. البته می داند که سطح آب هر سال چقدر پایین می رود. چون چاه است و اگر امسال در ۸ متری زمین به آب می رسد ولی سال دیگر در عمق ۱۰ متری به آب می رسد.

الان وزارت کشاورزی، چاه های آب غیر مجاز را تعطیل می کند. چاه های مجاز که پروانه دارند هم باید به میزان نصف قبلی آب برداشت کنند. اما فرض کنیم حتی میزان برداشت آب را به یک سوم کاهش بدهیم ولی برای این که میزان تولید کشاورزی پایین نیاید ماشین آلات کشاورزی و بذر اصلاح شده به کشاورزان بدهند و کشاورزان ما به جای ۲ تن گندم می توانند ۱۰ تن گندم در هر هکتار تولید کنند.

اگر در استرالیا میزان برداشت آب چاه را کم می کنند در عوض آن وزارت کشاورزی به کشاورزان بذر اصلاح شده می دهد و محصول تولیدی مثلا ۲ برابر می شود ولی در ایران وزارت نیرو میزان برداشت آب چاه را کم می کند و کار دیگری انجام نمی دهد.

وزیر نیرو گفته است که آب انتقالی از طریق انتقال بین حوضه ای فقط باید به مصرف انسانی برسد.

-در دهه های قبل در برخی مناطق ایران دستگاه آب شیرین کن داشتیم ولی از طریق لوله کشی آن آب را به مردم نمی دادند. مردم آب را با گالن برای خوردن به خانه می بردند. اما الان اگر آب به جای دیگر انتقال بدهیم ممکن است صرف کارواش شود یا خیابان را با آن شستشو می دهند.

سدهایی که روی کارون و کرخه تاسیس شده است اگر حق آبه رودها و تالاب های پایین دست را بدهند چقدر تاثیر دارد در این که بیابان زایی اتفاق نیفتد؟

-همه این آب ها به تالاب ها می ریخت. تالاب ها حوضه انتهایی رودها هستند. همه تالاب ها حق دارند آب دریافت کنند. موقعی که سد ساختند اگر سهم تالاب ها را می دادند هم تالاب داشتیم هم کشاورزی داشتیم و هم شهر داشتیم و هم صنعت. اما الان با آب سدی مثل سد زاینده رود فقط می توانیم به مردم آب بدهیم. اعلام شده که اولویت با مصرف شرب است.

به نظر من، امکان احیای تالاب های داخلی وجود ندارد. چون آب نیست. اگر بارندگی زیادی اتفاق بیفتد می توانند به تالاب ها آب بدهند. برای مثال برخی افراد می گویند سد کرخه خوب نیست. اما اگر سد کرخه نبود با بارندگی امسال و بر اثر سیل، نصف خوزستان نابود شده بود. وقتی سد کرخه پر شد دریچه های آن را باز کردند و آب به هورالعظیم رفت. سد کرخه داشت می شکست و مجبور شدند دریچه های سد را باز کردند و در نتیجه آب به تالاب رفت.

نظریه جدید من با توجه به کمبود آب این است که سهم آب کشاورزی را نصف یا حتی یک سوم کنیم و مصرف آب شهری و صنعت را نصف کنیم. چون آب نیست. اگر این کارها را انجام ندهیم آب تمام می شود ولی اگر آب بخش کشاورزی را نصف کردیم کشاورز نباید ضرر کند و اگر مصرف آب شهری را کم کردیم مردم باید بتوانند به خوبی زندگی کنند و مساله ای هم پیش نیاید.

دولت باید بذر خوب و اصلاح شده و کود خوب به کشاورز بدهد که اگر آب بخش کشاورزی کم شد حتی میزان تولید محصولات کشاورزی چند برابر شود و کشاورز هم ضرر نکند.

:: Information 181
تاریخ بروزرسانی : ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 25327 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما