ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 24822 پست
:: ورودی گوگل امروز : 25 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۰۵/۰۱/۱۳۹۸
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

احمد ادامه می دهد: خانه و خانواده یک منطقه جنگی است و برای خانواده باید جنگید. در منطقه جنگی کسی که رییس خط مقدم است باید معاونش پشت سرش بایستد و اگر لحظه ای که در خط مقدم هستی حواست به پشت سرت باشد که نکند معاونت با خنجر به پشتت بزند، دیگر آن زندگی و جبهه هیچ کدام معنا و نتیجه‌ای نخواهد داشت.

این مددجو با بیان اینکه نمی خواهد از همسرش جدا شود، ادامه می دهد: من کارمند قالب‌سازی ماشین‌های سنگین و تراشکار هستم و اکنون در زندان در بخش موسیقی فعالیت می‌کنم. خانواده همسرم مدعی کارهای خیر هستند و مراسم‌های گوناگون برگزار می‌کنند و در این مراسم‌ها برای آزادی زندانیان دعا می‌کنند، این در حالیست که من اکنون اینجا هستم.

وی می‌گوید: متاسفانه ۷۰ درصد طلاق‌ها در همین زندان انجام می شود زیرا آقایانی که اینجا هستند به نقطه ای می رسند که دیگر  نمی خواهند همسرشان را ببینند. بهتر است که قضات محبت کنند و به دادخواست های ما توجه کنند و  برای استعلام درخواست اعسارمان سریع تر به نتیجه برسند. متاسفانه ما متهم هستیم که با طلبکارمان روی یک بالش سرمان را می‌گذاشتیم و از این قضیه غافل بوده ایم.

احمد ادامه می‌دهد: مرا از مشهد دستبند و پابند زده به اینجا آوردند، آیا این درست است؟ فرق ما با دزد و قاتل چیست؟ آیا نباید یک فرقی داشته باشیم؟ من پسر تیمسار هستم. ما در اینجا استراحت مطلق می‌کنیم. آیا ما باید در زندان اوین استراحت مطلق کنیم؟!

«محمد» مددجوی دیگری است که زمانی معتاد بوده و یکی از دلایل اصلی اختلافش با همسرش اعتیادش به مواد مخدر بوده است.

او می گوید: ۱۰ ماه است که در اینجا زندانی هستم و همسرم  قبل از زندانی شدنم از من جدا شده است، ولی مهریه همچنان پابرجاست و از زمانی که مهریه‌اش را به اجرا گذاشت، زندانی شدم. ۸ سال هم ازدواج کردم و هنوز هم او را دوست دارم و می‌خواهم برگردد و با او زندگی کنم.

محمد ادامه می دهد: من راننده کامیون هستم و مهریه همسرم ۳۰ میلیون تومان بود که درخواست اعسار کردم و به ۲۰ میلیون تومان تقلیل یافت. قاضی آن را قسطی کرد که ماهی ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنم، اما نمی‌توانم زیرا در زندانم. افرادی همچون من نباید به خاطر مهریه در زندان باشند.

* تنها آرزویم دیدن پسرم است

«رضا» یکی دیگر از مددجویانی است که ۵ سال است در زندان اوین به‌سر می برد و پیش از این نیز با عنوان اتهامی قتل عمد در زندان رجایی شهر بوده است.

او می‌گوید: ۱۵ ساله بودم که با همسرم آشنا شدم و از همان ابتدا خانواده او با من مشکل داشتند.  برادر همسرم همیشه با من درگیر می‌شد که در یکی از این درگیری‌ها زمانی که چاقو را به سمت من زد، چاقو را از دستش گرفتم و برای دفاع از خودم به او زدم و جانش را از دست داد. یک سال فراری بودم و بعد از آن به جرم قتل عمد دستگیر و به زندان رجایی شهر منتقل شدم. پدرم برای اینکه پول دیه را بدهد همه زندگی‌اش را فروخت و الان هم آواره است. حدود ۶۰۰ میلیون تومان پول دیه را داده و ۱۷۰ میلیون تومان از آن باقی مانده است.

:: Information 215
تاریخ بروزرسانی : ۱۷ اسفند ۱۳۹۵
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: QR Code
نویسنده : ( AMIN BesharatNia ) | تعداد ارسال ها ( 24725 ) | درباره نویسنده :
:: Comments


نظرات بسته شده.

برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما