ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 24087 پست
:: ورودی گوگل امروز : 4 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۲۶/۰۸/۱۳۹۷
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

ماجرای ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و قتل هابیل دو پسر آدم و ازدواج آنها حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و حوّا ـ علیها السلام ـ وقتی که در زمین قرار گرفتند، خداوند اراده کرد که نسل آنها را پدید آورده و در سراسر زمین گسترش گرداند. پس از مدتی حضرت حوّا باردار شد و در اولین وضع حمل، …

تاریخ : ۱۳۹۳/۶/۲۵ بازديد : 540 ادامه مطلب

راننده ی پراید داد کشید، من نگاهش کردم و گازش را گرفتم. توی دلم گفتم: خفه شو. وقتی رسیدم در شرکت بسته بود. پارک کردم جلوی در آپارتمان نیم ساخته ی کناری. کارگر از بالا داد کشید:” خانوم ، ماشینتو اینجا نذار” گفتم : ” خفه شو”! و جای ماشین را عوض کردم. دستم را که روی زنگ شرکت گذاشتم …

تاریخ : ۱۳۹۳/۶/۱ بازديد : 335 ادامه مطلب

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن. ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم …

تاریخ : بازديد : 370 ادامه مطلب

  برترین ها: • حسادت؛خاموش کردن شمع فردی دیگر، باعث نخواهد شد شمع شما درخشانتر نور افشانی کند. • هیچ گاه به قدرت واقعی خود پی نخواهید برد مگر اینکه قوی بودن، تنها گزینه باقی برای شما باشد. • کتاب زندگیتان را فقط به روی اندکی بگشایید.چون در این دنیا افراد بسیار اندکی هستند که درک فصلها برایشان اهمیت دارد. …

تاریخ : بازديد : 418 ادامه مطلب

می گوید: آسمان را می بینم. ابرها را. درختان را. شاخه های درختان و هدف را. کمانگیر پیر می گوید: کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی. جنگجوی دومی پا پیش می گذارد .کمانگیر پیر می گوید: آنچه را می بینی شرح بده. جنگجو می گوید: فقط هدف را می بینم. پیرمرد فرمان می دهد: پس تیرت را بینداز. تیر …

تاریخ : ۱۳۹۳/۵/۳۱ بازديد : 245 ادامه مطلب

یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی. خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن. اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی… رفتم نشستم سر جام …

تاریخ : بازديد : 350 ادامه مطلب

 مردی تاجر در حیاط  قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود. تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت. اما …

تاریخ : بازديد : 343 ادامه مطلب

 پاییز بود ، یکی از روزهای تعطیل طبق معمول همه تعطیلات بچه ها رفته بودند خونه آقاجون … شادی آخرین خبر روز را می گوید : شنیدین تازگیا  یه  گربه  روی پشت بوم بچه دنیا آورده ؟!… باشنیدن خبر بچه ها ذوق می کنند : آخ جون … بریم ببینمشون؟!… مادر میگوید: آره ببینم میتونین بدبختا را آواره کنین ، …

تاریخ : ۱۳۹۳/۵/۲۹ بازديد : 231 ادامه مطلب

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می‌دانستند. کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپرد.به همین دلیل گروهی از …

تاریخ : بازديد : 209 ادامه مطلب

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری. ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها …

تاریخ : بازديد : 421 ادامه مطلب
برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما