ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 22125 پست
:: ورودی گوگل امروز : 6 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۰۶/۱۲/۱۳۹۶
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

داستان خواندنی عشق پولی   روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به مدرسه شیوانا آورد و گفت اینها هدایای ازدواج تنها دختر او با پسر جوان و بیکاری از یک خانواده فقیر است. شیوانا پرسید: چگونه این دو نفر با دو سطح زندگی متفاوت با همدیگر وصلت کرده اند؟ مطالعه بیشتردرادامه مطلب،نظرفراموش نشه

تاریخ : ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ بازديد : 326 ادامه مطلب

رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آخرین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند .

تاریخ : ۱۳۹۲/۹/۳۰ بازديد : 430 ادامه مطلب

یکی بود یکی نبود    زیر گنبد کبود    هزار و سیصد سال پیش          یک خبر مهمی بود            بچه ها خوب گوش کنید                  حواس هاتون را جمع کنید           به صورت قصه می گم    

تاریخ : ۱۳۹۲/۸/۱۳ بازديد : 505 ادامه مطلب

داستان جالب دختری که خدا از او عکس می‌ گرفت دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

تاریخ : ۱۳۹۲/۷/۲ بازديد : 418 ادامه مطلب

ماجرای خیانت نیما‌ یوشیج به همسرش آن­هایی که تاریخ ادبیات معاصر ایران را خوب می­شناسند، هر گاه نام دکتر پرویز ناتل خانلری و نیما یوشیج را در کنار یکدیگر می­شنوند پیش از هرچیزی به یاد می­آورند دکترخانلری که در آن زمان علاوه بر چهره­ای ادبی چهره­ای سیاسی نیز بود، از مخالفان سرسخت پیدایش شعر نو و از دشمنان نیما بود …

تاریخ : ۱۳۹۲/۶/۲۹ بازديد : 402 ادامه مطلب

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه.گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه.   گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم.   گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟   گفت: دارم میمیرم.

تاریخ : ۱۳۹۲/۶/۲۷ بازديد : 332 ادامه مطلب

  قربون چماق دود کشت، کاش بده ،جوش پیش کشت یک روز مرد دهاتی می آید شهر برای فروش محصول و خرید اجناس خوردنی و بعضی لوازم کشاورزی. پس از فروش محصولات و دریافت پول، مایحتاج خود را می خرد

تاریخ : ۱۳۹۲/۶/۲۳ بازديد : 332 ادامه مطلب

در روزگاران قدیم مردی بود ثروتمند و این مرد فرزندی داشت عیاش. هرچه پدر به فرزند خود نصیحت می کرد که با دوستان بد معاشرت مکن و دست از این ولخرجی ها بردار که دوست ناباب بدرد نمی خورد و اینها عاشق پولت هستند، جوان جاهل قبول نمی کرد تا اینکه

تاریخ : ۱۳۹۲/۶/۷ بازديد : 413 ادامه مطلب

دختری در چین زندگی می کرد که با جدیت درس نمی خواند . وی اصلا نمی دانست که آینده اش چیست و به دنبال چه هدفی می باشد . روزی از روزها ، قبل از امتحانات مدرسه ، دوست این دختر به وی خبر داد که به سوالات امتحانی دست یافته است . در حقیقت ، دختر می توانست برای …

تاریخ : بازديد : 312 ادامه مطلب

من دوشیزه مکرمه هستم وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود من مرحومه مغفوره هستم وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام …

تاریخ : بازديد : 380 ادامه مطلب
برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما