ازاین که به این سایت سرزدید بیسار خرسندیم، امیدوارم که لحظات خوبی را سپری کنبد، لطفا اگر درهرکجای سایت مطلبی را مطالعه میفرمایید به دور از ادب هست که از مطلب استفاده بفرمایید اما نظر ندهید، اینطور فکر نمیکنید؟ درضمن تالارگفتمان سایت هم هرروز بروز شده وسراسر مطالب جالب وجدید میباشد، منتظر حضورشما هستیم
باتشکر مدیریت سایت: مهندس امین بشارت نیا

ایمیل: shahzade242@yahoo.com

09387345716 بامادرتلگرام ودیگرشبکه های اجتماعی مکاتبه کنید:

موضوعات
:: مطالب ارسال شده : 22667 پست
:: ورودی گوگل امروز : 8 بار
:: تعداددیدگاهها : 0 نظر
:: تاریخ آخرین بروزرسانی : ۰۱/۰۲/۱۳۹۷
:: میانگین بروزرسانی ها : 0.03 دقیقه

  خیلی سخته که واسه کسی بمیری ولی اون قبولت نکنه  خیلی سخته که عاشق کسی باشی ولی باهات نمونه خیلی سخته که از پیشت بره . بره تا فرداهای دور………… خیلی سخته که عشقت بره سفرسخته که عشقت بدون تو بره سفر خیلی سخته که عاشق باشی. عاشق بمونی. عاشق زندگی کنی. ولی مرده باشی خیلی سخته که بمیری. …

تاریخ : ۱۳۸۹/۱/۱۸ بازديد : 554 ادامه مطلب

  فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی! اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی! گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی ! از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی! چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور! چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب …

تاریخ : بازديد : 557 ادامه مطلب

من غروب غم انگیز پاییز را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تورا می بینم   همیشه مهم توبودی اگه غروری بود برای تو بود……..اگه احساسی بود بازم برای تو بود……..ومن قانع به یه نگاهت بودم……..نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یا یه غروب پاییزی توش بود ………یه حسی بهم میگفت باهات نمی مونه وحالا نمیدونم حرفات رو …

تاریخ : بازديد : 418 ادامه مطلب

به رهی دیدم برگ خزان پژمرده ز بی داد زمان از شاخه جدا بود   چو ز گلشن کرده نهان در رهگذرش باد خزان چون پیک بلا بود ای برگ ستمدیدی پاییزی آخر تو زگلشن ز چه ببریزی روزی تو هم آغوش گلی بودی دل داده و منهوش گلی بودی برگ خزان: ای عاشق شیدا دل دادی رسوا گویمد چرا …

تاریخ : بازديد : 305 ادامه مطلب

    بقیه در ادامه مطلب:  

تاریخ : بازديد : 415 ادامه مطلب

       بقیه عکس هادر اردامه مطلب:

تاریخ : بازديد : 540 ادامه مطلب

                              برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید:

تاریخ : بازديد : 467 ادامه مطلب

این داستان کوتاه در وزارت ارشاد اجازه چاپ نگرفت تا اینکه نویسنده  ملزم شد هرکجا واژه ی سبز به کار رفته به رنگ زرد تغییر دهد از زرده میدان تا زردوار شاگرد راننده اتوبوس مرتب داد میزد : زردوار ، زردوار … بدو  حرکت کردیم … زردوار جا نمونی زردعلی نفس زنان خودش را به اتوبوس رساند ، نوجوانی زرده …

تاریخ : بازديد : 493 ادامه مطلب
تاریخ : بازديد : 566 ادامه مطلب

  کاش کودک بودم تا شبها قبل از اینکه بفهمم چه کسی برایم لالایی گفته، عمیق ترین خواب دنیا را داشتم.وصبح ها با خمیازه وعشوه ای کودکانه، بعد از همه از خواب برمی خواستم. ای کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم و داد می زدم تا همه درد مرا بفهمند. …

تاریخ : بازديد : 511 ادامه مطلب
برخی از برنامه های اندرویدی طراحی شده ما